جمعه, 28 دی 1397
عنوان : تبيين وضعيت مشاغل کشاورزي بر مبناي متغييرهاي الگويي جهت آموزش متناسب
تاريخ شروع : 1388/08/06
مولف : محسن ابراهيم پور، محسن عليني و فهيمه جهان نما

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

توضيحات :             

«استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است»

تبيين وضعيت مشاغل کشاورزي بر مبناي متغييرهاي الگويي

جهت آموزش متناسب

محسن ابراهيم پور1، محسن عليني2 و فهيمه جهان نما3

2 استاديار مرکز تحقيقات و بررسی مسائل روستايي جهادکشاورزي.

3 عضو هيأت علمي مرکز تحقيقات و بررسی مسائل روستايي جهاد کشاورزي.

                                                                 

چکيده

 مقاله حاضر تلخيصی از طرح پژوهشی ملی استاندارد آموزشی مشاغل روستايي کشاورزی ايران است. اين پژوهش به شيوه ای پيمايشی، اسنادی و تحليل اعتبار صوری و تجربي در سه مرحله عملياتی انجام يافت. مرحله شناسايی و طبقه بندی تعداد 2881 عنوان شغلی در شش مورد شامل بخش هاي زراعت و باغبانی، دام و طيور، شيلات و آبزيان، منابع طبيعی و آبخيزداری، صنايع کشاورزی و روستايی و خدمات کشاورزی و روستايي و 186 زيربخش است که با همکاری بيش از صد نفر از کارشناسان ذيربط صورت گرفت. مرحله دوم شامل تجزيه و تحليل مشاغلی است که بر مبنای معيارهای علمی و عملی نياز به شناخت و تحليل محتوايي و وضعيتی مولفه هاي شرائط احراز و متغيرهای الگويی داشتند. در اين مرحله 1851 شاغل در استان های کشور مورد بررسی قرار گرفتند و مقاله حاضر برگرفته از اين پژوهش عظيم است. در اين پژوهش، ابتدا و متعاقب طرح و تشريح ابعاد مسأله ای و اهداف تحقيق، مبانی نظری و علمی تدوين گرديد و آنگاه اصول و رويه های روش شناختی و شيوه های مناسب در عمليات ميدانی ارائه و تحليل گردیدند. شناخت محتوا و ويژگيهاي مشاغل کشاورزي و تحليل ابعاد مهارتي، حرفه اي و تجربي بيش از سه ميليون و سيصد هزار  شاغلين آن، به منظور دستيابي به استاندارد آموزشي مشاغل، کارکردي معرفتي، روشي و بنيادين در رويکردهاي نوين آموزشي خاصه تئوريهاي پودماني، بديل، نهادي محور و محلي دارند. طبقه­بندي و تجزيه و تحليل مشاغل در سازمانهاي نوين،‌ روشها، مراحل و شيوه­هاي آن و همچنين تعريف نظري و عملياتي از شغل و شاغل، ابعاد نظري شغل و آناليز شغل مطالب پژوهش هستند. تحليل چند متغييری ماهيـت و ابعاد محتوايي، وضعيتي، محيطي و الگويي مشاغل به منظور دستيابي به شرائط و اختصاصات برنامه آموزشي مشاغل از مهمترين مراحل پژوهش است. با تحليل عاملي و بر مبناي 33 معرف و 3 مؤلفه بنياني 4/8 درصد از مشاغل كشاورزي و روستايي مورد بررسي، كاملاً سنتي هستند. 3/23 درصد از مشاغل مورد بررسي، نيز در زمره مشاغل انتقالي قرار دارند و در مجموع بيش از 31 درصد يا حدود يك سوم از مشاغل مورد بررسي در زمره مشاغل سنتي (با بالا بودن ميانگين سني و ميزان بيسوادي شاغلان) قرار دارند و نياز به برنامه هاي آموزشي ويژه دارند. بيشترين مشاغل مورد بررسي در زمره مشاغل در حال گذر هستند، اين نوع از مشاغل حدود 50 درصد از ويژگي­هاي مشاغل مدرن و 50 درصد از ويژگي­هاي مشاغل سنتي را دارا هستند. مشاغل مدرن نيز 24 درصد از كل مشاغل مورد بررسي را شامل شده­اند. بيش از 11 درصد مشاغل (34 عنوان شغلي) نيز در زمره مشاغل كاملاً نوين قرار داشته­اند. بر اين اساس، در تدوين استانداردهاي آموزشي مشاغل علاوه بر تكيه بر محتواي شغل، توجه به ويژگي­ها و ماهيت شغلي بالاخص معيارهاي 33 گانه و مؤلفه‌هاي تركيبي سه وجهي بسيار اساسي هستند. سطح تناسب محتواي آموزشي با محتواي شغل، ويژگي­هاي شاغلين و شروط موقعيتي ـ وضعيتي، افزايش مي­يابد. پيش بيني مي شود كه تحولي اساسي در شيوه­ها و محتواهاي آموزش شغلي ايجاد شود و اين تحول در سطوح آموزش عالي نيز تعميم يابد.

 

کلمات کليدی: شغل، کشاورزي، الگو، تحليل، مشاغل.

مقدمه

 شناخت محتوا و ويژگيهاي مشاغل کشاورزي وتحليل ابعاد مهارتي , حرفه اي و تجربي بيش از سه ميليون و سيصد هزار   نفر از شاغلين آن, به منظور دستيابي به استانداردآموزشي مشاغل, کارکردي معرفتي, روشي و بنيادين در رويکردهاي نوين آموزشي  خاصه تئوريهاي پودماني, بديل, نهادي محور و محلي دارند.   

از طرف ديگر، محرك بنيادين و مولفه اساسي كارآمدي1، مفيد بودن2، اثربخشي3 و بهره وري نيروي انساني، آموزش و تربيت متناسب و مطلوب است. در جوامع متحول كنوني، آموزش مادر علم و علم زاينده تكنولوژي و اين رويداد شرط اساسي توسعه درون زاست. بي شك هر جامعه اي كه در تربيت و ارتقاء تخصصي نيروي انساني و بكارگيري بهينه آن، ناكارآمد باشد، قادر به توسعه هيچ چيز ديگري جز گسترش فقر، بيكاري و نابهنجاري نخواهد بود. در رويكردهاي نوين توسعه اي، نظير تئوري­­­­ ­­­­توسعه گزينه اي4 (يا بديل) تئوري توسعه پايدار انساني5، نيز اساس و بنيان توسعه بر تربيت و آموزش متناسب نيروي انساني متمركز است. اين در حالتي است كه ناكارآيي و ناكامي نتايج حاصل از راهكارهاي اجرايي ملهم از تئوريهاي ليبرالي و نئوليبرالي نظير مدرنيزه كردن يا نوسازي6  و رويكردهاي مقابل نظير تئوري وابستگي7، كه بر عوامل و مولفه­هاي ديگر نظير سرمايه و تراكم سرمايه، واردات تكنولوژي، تمايز ساختي و نظام جهاني غالباً تاكيد مي كردند، به خوبي نمايان گشته است.

در تئوريهاي جريان عمده توسعه خاصه نوسازي سه اصل مشترك كه عبارتند از: كاركرد‌گرايي،  نوسازي استاندارد و يكنواخت و رشد اقتصادي وجود دارد. 

از ديدگاه هتن، از آنجا كه در اين تئوريها، رويكردهاي توسعه‌اي واحدي ( نظير مدل رشد اقتصادي روستو، مدل هارودومار، مدل قطب رشد فرانسوا پرو ) جهت همه كشورها و فرهنگ‌ ها بدون توجه به گذشته تاريخي و فرهنگي آنها و برمبناي كاركردي كه در اقتصاد جهاني از نقطه نظر اقتصادي‌دارند،  ارائه مي‌شود اين شكاف مساله‌اي يكي از عمده‌ترين ضعف‌هاي نظري و روشي آن تئوريهاست بعلاوه اينكه زمينه‌هاي خارجي توسعه و وابستگي متقابل بين‌المللي بكلي مورد غفلت واقع شده است(Hetten,1997).

در تئوريهاي وابستگي نيز اين شكاف مساله‌اي وجود دارد، در اين تئوريها بر نقش و تاثيرات منفي ساختار خارجي بر اقتصاد و اجتماع كشورهاي وابسته تاكيد شده است و اقتصاد جهاني به نحوي ساده انگارانه به مثابه ساختاري مركزي - پيراموني تلقي شده كه قطبي شدن ذاتي آن است.

 

 

1- اين مقاله از گزارش نهايي طرح پژوهشي تدوين استاندارد آموزشي مشاغل کشاورزي و روستايي که در سال 1385 و پس از کسب رتبه عالي در سازمان تحقيقات و آموزش کشاورزي به ثبت رسيد ، استخراج شده است. 

علاوه براين در اين تئوريها هيچگونه بنياني جهت اتخاذ استراتژيهاي توسعه سالم و كارآمد ارائه نمي‌دهند بنياني كه در نهايت اساس تئوري توسعه گردد بلكه بيشتر فرآيند توسعه نيافتگي كشورهاي پيراموني را تجزيه و تحليل مي‌كنند(چلبي ،1375). هتن راه حل اين مساله را در اتخاذ تئوري توسعه گزينه‌اي جستجو مي‌كند از ديدگاه وي در اين تئوري ”توسعه را بر حسب اينكه چگونه‌ بايد اتفاق افتد” مورد بحث قرار مي‌دهد (Hetten,1997 ) و چنين فعاليت انديشمندانه‌اي پايان ناپذير است، زيرا:

«تصوراتي كه از يك جامعه خوب وجود دارد توسعه را در عمل متاثر مي‌سازد و اين تصورات در جوامع و فرهنگ‌ها متفاوت است» (همان ص 23).

در اين تئوري، توسعه ماهيتي تاريخي، نهادي و سياسي دارد و به مثابه تاريخ طبيعي تلقي مي‌شود. علاوه بر اين «جهت» و «الگوي» توسعه در تعاملي ديالكتيكي و نو به نو شونده، جرح و تعديل مي‌شود(ازکيا و غفاری1383ص277).

بدين ترتيب مولفه هاي ديدگاه نوين توسعه عبارتند از: نهادگرايي، منطقه‌گرايي، تكثر فرهنگي، گزينه‌اي بودن توسعه، تكميل‌گرايي، جامعه مدني منطقه‌اي، باز توريع، حمايت‌گراييUnited nations,2003) ).   

در شرايط متحول كنوني، عمده ترين جهت گيري مسأله­اي8   " ساز و كار تربيت و ايفاي نقشهاي كاركردي نيروي انساني است" (ابراهيم پور، 1385).

در اين طرح تحقق بخش عمده­ اي از اين جهت گيري مسأله اي در مورد  مشاغل كشاورزي ممكن مي گردد.  شكي نيست، آموزش نامتناسب با نياز ها و ضرورت هاي كاركردي، در دهه هاي اخير، نه تنها بيكاري خيل عظيم نيروي انساني تحصيلكرده را در پي داشته، بلكه باعث هدر رفتن هزاران ميليارد ريال از منابع كشور در سطح كلان و خرد شده است.

از طرف ديگر پايين بودن سطح دانش و تخصص نيروي انساني شاغل در بخشهاي كشاورزي و روستايي كه نمودهاي آنرا در همه زمينه ها از قبيل شيوه شخم زدن، شيوه هاي بهره گيري از مراتع و جنگلها مي توان بخوبي اندازه گيري نمود، نه تنها به بحران زيست محيطي منجر گرديده و تخريب شديد زمينهاي حاصلخيز (سالانه حدود 2 ميليارد تن خاك) را در پي داشته، بلكه هدر رفتن صدها ميليارد ريال از اجراي طرحهاي آبخيزداري را به همراه داشته است (ترک نژاد، 1380) و علاوه بر آنها، پايين بودن عملكرد در هكتار، استفاده ناثواب از مراتع و جنگلها، بازدهي پايين صنايع روستايي و دستي از پيامدهاي موقعيتي و شرايطي9 چنين وضعيتي هستند.

بنابراين با دو مساله بنيادين روبرو مي باشيم كه عبارتند از :

- پايين بودن سطح دانش و تخصصي نيروي انساني شاغل در بخش هاي كشاورزي. 

- پايين بودن تطابق سطح و ماهيت آموزش ها با ماهيت و مقتضيات مشاغل كشاورزي.

بر اين مبنا، ارتقاء كمي و كيفي سطح آموزش و تخصص متناسب و مطلوب در مشاغل كشاورزي، "جهت گيري مسأله اي" طرح مزبور است.

تحقق اين مهم قبل از هر اقدامي، مستلزم شناخت جامع, فراگير و واقعي از وضعيت موجود مشاغل كشاورزي است، شناخت عالمانه و تجربي مشاغل با روش سه گونه اي شامل گونه تخصصي، شاغلينی که جهت احراز شغل آموزش لازم را کسب کرده اند , گونه تجربي، شاغلينی که از طريق تجربه و دانش بومی شغل را احراز کرده اند و گونه نمايي، شاغلينی که بيشترين فراوانی را دارند مانند شاليکاران  در شهرستان آستانه فرآيند مهم و منظم اين طرح است.

 

مبانی نظري پژوهش

متغيرهای الگويی مشاغل که در رويکردهای نئوپارسونزی، ترجمان وارستگی و رهايی انسان هستند گستره ای از انتساب به اکتساب، از عقلانيت به عواطف، از تداخل به تمايز، از خاص گرايي به عام گرايي دارند و معيارهای بنيادين در سطح توسعه يافتگی و پيشرفت فعاليت های اقتصادی محسوب می شوند. اين وضعيت در بخش کشاورزی کشور که تحقق چهار مولفه اکتساب، عقلانيت، تمايز (تخصصی شدن) و عام گرايی موجبات عمقی شدن کشت و صنعتی شدن می شوند به روش پيمايشی آزمون می شوند و با استفاده از مدلهای چند متغيری و چند بعدی تجزيه و تحليل گردند.



 

 



تخصص

تجربه

توانايي

تمايل

 



منبع: نگارنده

در تجزيه و تحليل شغل از نظريه متغير هاي الگويي استفاده گرديده است:

   شغل را رفتار معني دار و هدفمند مي داند كه در درون روابط اجتماعي نمود مي يابد و داراي حداقل چهار عنصر زير است:

1- كنشگر يا عامل10: كه خود دنيايي پيچيده از ارزش ها، باورها و استعدادها و توانايي هاست.

2- اهداف11  : كه هم جنبه عيني و هم ذهني دارند.

3- وسايل و ابزارها12: وسايل و ابزارهاي در دسترس عامل براي تحقق پذيري اهداف و متأثر از شروط موقعيتي13 يعني محدوديت­هاي فيزيكو- شيميايي- زيست شناختي- محيطي- بوم شناسي و . . . هستند.

4- هنجارها14: ابعاد ارزشي (بايد و نبايدها) در انجام كنش هستند(پارسونز،2002).

پارسونز با چارچوب نظام نظري به بررسي و تحليل ماهيت و ويژگي­هاي كسب و كار در جوامع مدرن پرداخت،‌ مطالعات پارسونز در مورد حرف و مشاغل و دنياي كسب و كار، نقشي مهم در تدوين مدل نظري وي داشت0 البته اين مطالعات فقط به دليل علايق نظري وي نبود بلكه او از ديرباز بر اين عقيده بود كه تخصصي شدن فزاينده مشاغل در دنياي كار و نقش مسلط مشاغل از جمله ويژگي­هاي مهم دنياي صنعتي است(پارسونز،2004).

"پارسونز" در اين مطالعات پيمايشي در پي يافتن ويژگي­هايي بود كه كل دنياي كسب و كار را اعم از مشاغل آزاد و مشاغل صاحبان صنايع، بانكداري و بازرگاني را نمايان سازد0 وي در اولين مقاله سه ويژگي عمده دنياي كسب و كار در جامعه صنعتي مدرن را در مقايسه با جوامع ماقبل صنعتي به صورت زير برمي­شمرد :‌

الف) عقلانيت در مقابل سنت­گرايي .

ب) ويژگي كاركردي در مقابل تداخل.

ج) عام گرايي در مقابل خاص گرايي (ازکيا و غفاری1384   ص180).

وي نشان داد كه سه ويژگي عقلانيت، كاركردي بودن و عام گرايي ميان همه مشاغل و حرف مشترك است و حضور توأمان اين سه متغيير ؛‌

اولاً دنياي كسب و كار را از ساير نهادهاي اجتماعي متمايز مي­كند.

ثانياً تفاوتهاي عمده كسب و كار در دنياي صنعتي را با دنياي ماقبل صنعتي نمايان مي­سازد،(ازکيا و غفاری همان179 ).

پارسونز در مقاله بعدي كه حرفه پزشكي را تحليل كرد، متغير چهارمي تحت عنوان "بي طرفي عاطفي" در برابر "طرفداري عاطفي" كه خاص جوامع سنتي است، بدان اضافه كرد و در مطالعات بعدي دو متغير زير را بدانها اضافه كرد :‌

-       اكتساب در مقابل انتساب.

-       نفع شخصي در مقابل منافع جمعي (جاناتان ترنر 1372صص49-52).

متغيرهاي ساختاري مزبور تحت عنوان "متغيرهاي الگويي" براي بيان ويژگي­هاي كليه نظامهاي كنش توسط وي بكار گرفته شد و برحسب نظام مورد تحليل، تصميمات كنشگران، جهت­گيريهاي ارزشي فرهنگي، خواسته­هاي هنجاري از نقشهاي منزلتي، از آنها استفاده نمود0(گي روشه،1376).

روش شناسی پژوهش

روش تحقيق پيمايشي و رويه هاي گردآوري اطلاعات مصاحبه ساختمند  و مشاهده منظم است. جامعه آماري شامل همه مشاغل كشاورزي كه تا كنون با استفاده از روشهاي اسنادي و پيمايشي شناسايي گرديده­اند مي­باشد. مجموعه مشاغل كشاورزي شناسايي شده در مقوله "مشاغل موجود" معادل 2224 مورد مي­باشند كه به اضافة مشاغل پيشنهادي بالغ بر 2881 شغل روستايي و كشاورزي تا كنون شناسايي شده­اند.

جهت تعيين حجم نمونه آماري، مراحل و اقدامات ذيل صورت گرفته است :‌

-         تهيه سياهه مشاغل در هر يك از بخش­های شش گانه.

-         استخراج مشاغل خصوصي و مشترك دولتي خصوصي.

-         بازنگري مجدد مشاغل مزبور و تهيه سياهه نهائي.

-         رتبه بندي15 و اولويت­بندي مشاغل جهت بررسي تفصيلي براساس اعتبار صوري16  و اعتبار اسنادي17.

-         استخراج مشاغل نيازمند به برخورداري از استانداردهاي آموزشي.

-         تعيين حجم مشاغل مورد بررسي كه معادل 300 شغل مي­باشد.

-         برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول

-         تعيين نمونه­ها : تعداد نمونه ها با روش نمونه گيری  تصادفی و خوشه اي وبا سطح اطمينان 95درصد از بين روستاهای دارای سکنه و مکانها و مزارع (45000واحد)انتخاب مي شوند(مرکز ده های ايران، 1385). 

-         رويه­هاي انتخاب نمونه­ها : نمونه گيری  تصادفی و خوشه ای.

-         حجم نمونه كه بالغ بر 1850  واحد نمونه ای شده است.

 مراحل عمليات ميداني تجزيه و تحليل مشاغل كشاورزي و روستايي

با استناد به جامعه آماري فعاليت­هاي عمده كشاورزي و روستايي كه در بيش از 300 عنوان و همه روستاهاي كشور مقوله بندي شده­اند و نمونه­هاي آماري بدست آمده و همچنين پس از پيش آزمون چارچوب اندازه­گيري و آموزش مصاحبه گران، بر مبناي راهنماي عمليات ميداني، مرحله اساسي و بنيادين طرح يعني گردآوري اطلاعات ميداني آغاز گرديد.

جهت گيري عمده در گردآوري اطلاعات ميداني، گروههاي زراعت و باغباني، دام و طيور، شيلات و آبخيزان، منابع طبيعي، صنايع كشاورزي و روستايي بود. علاوه بر اين، 300 عنوان شغلي كه عمده­ترين و اساسي­ترين موارد ضروري و مهم جهت تدوين استاندارد آموزشي مي­باشند، تعيين و تجزيه و تحليل شدند.

در ارتباط با هر شغل به منظور تجزيه و تحليل دقيق فرآيند زير يكي پس از ديگري طي گرديد :

الف) تجزيه و تحليل مشاغل (مصاحبه با شاغلين و ...)

ب) بررسي توسط ناظر استاني و بازبيني استاني

ج) تأييد ناظر استاني و ارائه به دبيرخانه

د) بررسي تخصصي كارشناس مشغول در مركز

هـ) بررسي و ارزشيابي موردي  توسط ناظر 

و) تأييد نهايي  در کميته تخصصي

ز) بازآزمون ميداني

ح) باز بيني و تأييد نهايي  

 

 

 


- توزيع واحدهای نمونه ای بر حسب استانها و جهت گيريهای عمده شغلي

جدول (1) توزيع فراواني واحدهاي نمونه­اي مورد بررسي برحسب استانهاي كشور و جهت گيري­هاي عمده شغلي

نام استان

فراواني

جهت گيري­هاي عمده شغلي بر مبناي فراواني نمايي

آذربايجان شرقي

41

زراعت و باغباني (كرم ابريشم)ـ منابع طبيعي (مرتعداري)ـ دام و طيور (گوسفند و بز)‌

آذربايجان غربي

39

زراعت و باغباني (غلات و صيفيجات) ـ دام و طيور (اسب و گوسفند)‌

اردبيــــــــــل

46

منابع طبيعي (مرتعداري) ـ شيلات و آبزيان (ماهيان سردآبي) ـ زراعت و باغباني

اصفهــــــــان

63

صنايع روستايي و كشاورزي (فرآورده­هاي لبني) ـ صنايع دستي (منبت كاري) ـ دام و طيور (پرورش دهنده مرغ عشق)

ايـــــــــــلام

39

منابع طبيعي (آبخيزداري) ـ زراعت (غلات، ديم كاري)‌

بوشهـــــــــر

114

شيلات و آبزيان (پرورش ماهي، ميگو، صيد و بهره برداري از آبزيان) ـ زراعت و باغباني (خرما)

تهـــــــــران

141

صنايع كشاورزي و روستايي (پنبه پاك كني، آهك پزي، گوشت و فرآورده هاي گوشتي)‌ ـ شير و فرآورده هاي لبني

خوزستــــان

94

زراعت و باغباني (زراعت صيفي) ـ دام و طيور (گاو و گاوميش) ـ شيلات و آبزيان (ماهيان گرم آبي)‌

خراســـــان

87

زراعت (زعفران، صيفي­جات) ـ صنايع روستايي و كشاورزي (صنايع دستي)‌

زنجــــــان

54

زراعت و باغباني (غلات) ـ شيلات و آبزيان (ماهيان سردآبي)‌ ـ منابع طبيعی

سمنــــــان

124

منابع طبيعي (مرتع، گياهان دارويي) ـ زراعت و باغباني (پسته و سيب) ـ دام (شتر)‌

سيستان و بلوچستان

54

شيلات و آبزيان (صيد و صيادي)‌ ـ زراعت (صيفي) ـ‌ شيلات (عمل آوري ماهي)‌

فــــــارس

136

زراعت و باغباني ـ منابع طبيعي ـ شيلات و آبزيان (ماهيان سردآبي)‌

كردستان

53

منابع طبيعي (مرتع و مرتعداري) ـ زراعت ـ شيلات (ماهيان سردآبي)‌

كرمـــان

76

منابع طبيعي (گياهان داروئي) ـ زراعت و باغباني (پسته و خرما) ـ دام و طيور (پرورش مرغ)‌

كرمانشاه

58

دام و طيور (اسب و قاطر) ـ صنايع كشاورزي روستايي ـ منابع طبيعي ـ دام طيور ـ شيلات و آبزيان

كهگيلويه و بويراحمد

43

منابع طبيعي (مرتع) زراعت و باغداري ـ دام و طيور (گوسفند و بز)

گيـــلان

96

شيلات و آبزيان (خاويار، كرجي باني، ناخدايي) ـ زراعت و باغباني (شاليكاري و مركبات)‌

لرستــان

122

زراعت و باغباني (غلات و حبوبات) ـ دام(چوپاني، گوسفند و بز)  و طيور ـ منابع طبيعي (آبخيزداري)‌

مازندران

157

شيلات و آبزيان (پرورش و عمل آوري ماهي و ميگو) ـ زراعت و باغباني

مركــزي

46

صنايع روستايي و كشاورزي ـ زراعت و باغباني (آبياري مدرن)

هرمزگان

59

شيلات و آبزيان ـ زراعت و باغباني (خرما)‌

همـــدان

64

دام و طيور (گوسفند، بز و گاو) ـ منابع طبيعي (مرتع) ـ زراعت (غلات و حبوبات)‌

يــــــــزد

47

دام و طيور (سارباني و شترداري) ـ زراعت و باغباني (گياهان دارويي)‌

 

1853

 

در مجموع 1853 واحد نمونه بررسي شدند يعني در مورد هر شغل بطور متوسط 6 واحد نمونه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

نتايج حاصل از تجزيه و تحليل مشاغل به صورت زير است :

الف) تجزيه و تحليل بعد محتواي هر شغل

ب) تجزيه و تحليل بعد ماهيتي (الگويي) هر شغل

ج) تجزيه و تحليل بعد وضعيتي هر شغل

د) تجزيه و تحليل بعد اثباتي يا احرازي هر شغل

تجزيه و تحليل ابعاد چهار گانه مشاغل مورد بررسی

 مدل تجزيه به مولفه هاي اصلي

با استفاده از روشهاي پيشرفته و چند بعدي18بالاخص تحليل تمايزات19، تحليل خوشه اي20 و تحليل عاملي21 ، تفاوتها و تشابه­ها بين مشاغل مورد تجزيه و تحليل بررسي و تحليل گرديد.

بدين منظور بيش از سي مشخصه و معرف مربوط به هر شغل و شاغلين در 1853 واحد نمونه اي، پس از داده آمايي و سنجش صلاحيت ورود داده ها به تحليل چند متغيري، وارد مدلهاي متعدد تجزيه و تحليل چندين متغيري شدند تا تفاوت ها و تشابهات تبيين شوند.

در اين راستا از رويكرد نظري چهار مولفه اي تجزيه و تحليل هر شغل شامل عاملهاي زير استفاده شده است.

جهت گيري الگويي

(ماهيت شغلي)

محتواي شغلي

شروط وضعيتي

احراز شغل

 

به منظور محاسبه به واريانس مشترك و رسيدن به مقداري (اعم از مقادير توابع رگرسيوني، مقدار رگرسيوني حاصل از تحليل عاملي، ارزش مقياسي در طيف ليكرت) از روشها و مدلهاي مختلف تحليل عاملي و تحليل خوشه اي استفاده گرديد (نتايج حاصل در بخش آناليزهاي آماري آورده شده است).

بعد محتوايي شغل

-       محتوای شغل در بردارنده مجموعه  ساختار و فعاليتها و اجزايي است که  مشخصه ها و معرف های يک شغل را تشکيل مي دهند. در مراتب طبقه بندی فعاليتها عقلانی محتوای هرشغل را می توان به شکل زير در يافت:

الف) حرفه22: حرفه عبارتست از محدودترين رشته شغلي كه در نظام طبقه بندي دقيقاً مشخص شده است0 در تعريف عملياتي، حرفه عبارتست از گروهي از مشاغل مشابه، به عنوان مثال در نظام طبقه بندي مشاغل ايران، كد 51/9 به حرفه آجرچين، سنگ چين و كاشي چسبان مربوط مي­شود كه داراي 8 شغل است.

ب) شغل23 : عبارتست از وظائف مشابه به مرتبطي كه يك نفر عهده دار آن است0 به عنوان مثال از 8 شغل بالا يكي از آنها با كد 20/51/5 مربوط به شغل آجرچين ساختمان است.

ج) وظيفه24 : هر يك از قسمت­هاي يك شغل را وظيفه گويند. مثلاً در شغل آجرجين ساختمان، ساختن ديوارها، تيغه ها، طاق ها از وظايف آن به شمار مي رود.

د) عمليات25 : مجموعه فعاليت هايي كه براي تحقق يك وظيفه در يك شغل توسط شاغل انجام مي گيرد0 مثلاً در وظيفه ساختن ديوارها، ريسمان كشي، پهن كردن ملات روي آجرها، چيدن آجرها، سه عمليات آن وظيفه به شمار مي روند.

هـ) مهارت26: توانايي فكري و بدني و تخصصي انجام هر عمليات را مهارت گويند0 هر عمليات دربرگيرنده يك يا چندين مهارت است0 به عنوان مثال عمليات پهن كردن ملات، به مهارت­هاي در ماله كشي، تراز سطح، قطر مساوي ملات در تمام سطح و وابسته است. بدين ترتيب هر حرفه مشتمل بر چندين شغل و هر شغل در برگيرنده چندين وظيفه و هر وظيفه شامل چندين عمليات و هر عمليات در بردارنده چندين مهارت است و هر مهارت از عناصري تشكيل شده است.

بر اين مبنا  بعد محتوايي هر يک از سيصد عنوان شغلي در قالب يک دفترچه تدوين و تکثير گرديد.

 

 مولفه ماهيت شغلي (متغيرهاي الگويي در شغل)

نوع و ماهيت مشاغل نه تنها مي توانند ترجمان وارستگي و استقلال فردي، درجه توسعه يافتگي جامعه و سطح عقلانيت نهادي شده باشند، بلكه مشخصه ها و ويژگيهاي هر شغل و شاغلين آن، به خوبي نمايانگر تغييرات و تحولات جامعه و همچنين جهت گيريها و چشم اندازه هاي آينده شغلي مي باشند.

در اين پژوهش با تحليل عاملي معرف­ها و مشخصه­هايي مانند سطح اكتسابي و انتسابي بودن ,سطح تجربه و تخصص در ايفاي نقشهاي شغلي, ميزان تداخل وظائف شغلي با ساير نقش­هاي اقتصادي, ميزان تداخل وظائف شغلي با ساير فعاليتها, ميزان تمايز بين اوقات كاري و اوقات فراغت, ميزان تداخل محل كار و محل سكونت , سطح كمك و ياري اعضاء خانواده در ايفاي وظائف شغلي ؛از مجموع هشت عامل اوليه، يك عامل داراي مقدار ويژه بالاي يك و در واقع بيشترين واريانس نيز مي­باشد. اين عامل اساسي كه مجموع مجذورهاي بارهاي عاملي آن و يا مقدار ويژه آن معادل 182/6 است، 275/77 درصد از واريانس كل را تبيين مي­كند، اين عامل "مؤلفه جهت گيري الگويي مشاغل" ناميده شد.

توزيع فراوانی برمبنای مقادير رگرسيونی رتبه بندی شده تحليل عاملی مولفه جهت گيری الگويي مشاغل نماينگر آنست که؛

1/7 درصد از واحدهاي نمونه اي داراي مشاغلي كاملاً‌ سنتي با ويژگي هاي زير هستند،

-            از پدر به آنها رسيده است.

-            ساعات انجام وظائف شغلي با اوقات فراغت تداخل دارد.

-            محل سكونت و محل كار تقريباً‌ يكي است.

-            تداخل وظائف شغل با ساير مشاغل بسيار بالا است و هر فرد در واقع چند شغل دارد.

-            متمايز نمودن وظائف و عمليات آن شغل با ساير فعاليتهاي اقتصادي شاغل بسيار مشکل است.

-            بيسوادي مشاغل و تكيه بر تجارب (و كمتر تخصص) از ويژگي هاي اساس مشكل است.

-            از وسايل كاملاً‌ سنتي استفاده مي شود.

مثلاً‌ گندمكارديم در مناطق روستايي شهرستان بوكان و نقاط پرشيب زاگرس مصداق بارز اين نوع مشاغل است، يعني

گندمكارديم شغل را از پدر به ارث برده است، تداخل بين اوقات كاري و فراغت او نمايان است، فاصله مكاني بين محل سكونت و محل كاروي بسيار كوتاه است. وسايل كار وي كاملاً‌ سنتي (خيش و گاو ...) و در محل سكونت وي نگهداري مي شوند، فرد علاوه بر گندمكارديم، دامدار، فروشنده خوار و بار و راننده هم هست، اعضا خانواده نيز در كارها به او كمك مي كنند. سن بالا و بيسوادي ويژگيهاي اصلي زراعت ديم (و حتي كشاورزي) است. تداخل بين وظائف و عمليات شغل گندمكارديم و ساير فعاليتهاي فرد كاملاً‌ بارز است مثلاً وقتي به شهر مسافرت مي­كند هم براي بو جاري گندم اقدام مي كند و هم خوار و بار تهيه مي كند و هم براي دامها دارو تهيه مي­كند، علاوه بر آن بخش عمده از مشاغل مرتبط با صنايع دستي، طيور و منابع طبيعي در اين مقوله هستند.

نوع دوم مشاغل را مي توان تا حدودي سنتي تلقي نمود. البته مشخصه هاي اين نوع مشاغل كه 7/17 درصد فراواني نسبي داشته است، بيشتر به مشاغل كاملاً‌ سنتي شبيه است. ليكن در برخي از معرف ها تغييراتي يافته اند، مثلاً استفاده از تراكتور جهت شخم و خرمن كوبي ترويج يافته است و يا مشاغل داراي سواد خواندن و نوشتن است و يا در برخي كلاس هاي ترويجي شركت نموده است، با اين وجود بر اساس مشخصه هاي اصلي نظير تداخل وظائف شغلي با ساير فعاليتها و با فراغت،‌ تداخل محل سكونت و محل كار، انتسابي بودن شغل،‌ تكيه فرد بر تجارب (تا تخصص) مشابه مشاغل كاملاً‌ سنتي هستند، نخودكاري، عدس كاري، جو كاري، صيادي در رودخانه هاي داخلي و با استفاده از تور، ارزن كاري، انجير كاري ديم، در زمره اين مشاغل هستند.

نوع سوم كه بيشترين فراواني را دارا مي باشند، مشاغل در حال گذار از وضعيت و مشاغل سنتي به وضعيت پيشرفته و مشاغل نوين است بيش از 28 درصد از واحدهاي نمونه اي در اين مقوله قرارگرفته اند.  شاليكاري، مشاغل مرتبط با صيفي جات و محصولات جاليزي، باغدار انگور، سيب كار، پسته كاري، گردو كاري،‌ توت كاري، چاي كاري، گل كاري، در زمره اين نوع مشاغل هستند. عمده ترين مشخصه اين مشاغل استفاده از وسايل و ابزارهاي مختلط است (هم سنتي و هم مدرن) مثلاً در شاغل فوق هم از روش هاي سنتي در عمل آوري محصول استفاده مي شود و هم از انواع سموم دفع آفات و بارور كننده ها و ابزارهاي جديد استفاده مي كنند.

نوع چهارم، مشاغل نسبتاً جديد و نوين هستند، اين مشاغل نيز حجم زيادي از فراواني واحدهاي نمونه اي را كه بالغ بر 27 درصد مي باشد، در سراسر كشور شامل مي شود.

در اين نوع مشاغل، تمايز محل كار از محل سكونت، تمايز وظائف شغلي، تمايز اوقات كاري و فراغت تكيه بر تخصص و آموزش، اكتسابي بودن از ويژگيهاي بارز هستند، مانند مديريت فني پرورش ماهيان گرم آبي و اردك (توأمان)، سرپرستي مركز تكثير ماهي، ميگو،  فرآوري و بسته بندي عسل، پروار بندي صنعتي گاو، گوساله، آبخيزداري، عمل آوري گياهان دارويي، شاغلان كشتارگاه صنعتي، شاغلان مراكز و مزارع نوين، پرورش طيور، ماهي، ميگو و 000 ، شاغلان آبخوانداري و مجتمع هاي كشت و صنعت در زمره اين نوع از مشاغل هستند آنچه اين مشاغل را از مشاغل كاملاً‌ نوين متمايز مي كند، سطح سطح تحصيلات و تخصص شاغل است، به گونه اي كه در مشاغل كاملاً‌ نوين شاغلان اپراتور و يا داراي تحصيلات عالي و تكنسين كارشناس و با کمک کارشناسان هستند.

مثلاً اپراتورهاي دستگاه بسته بندي شير، پنير،‌ ماست،‌ بازرس فني مراتع،‌ بهداشتيار گاو، ماماي گوسفند و گاو،‌ اپراتور تله فريك، نقشه بردار و ارزياب جنگل و 000 در زمره اين نوع مشاغل هستند.

مؤلفه شروط وضعيتي

منظور از شروط وضعيتي، مجموعه ساختارها، وضعيت­ها و عناصري هستند كه هم بر شغل و ماهيت مشاغل و هم بر شاغل و شرائط احراز شغلي، مؤثر هستند و داراي دامنه تغييرات نيز مي­باشند يعني از هر شغلي به شغل ديگر متغير هستند.

معرف­هاي اين مؤلفه كه براي رسيدن به آنها از مدلهاي پيشرفته آماري استفاده شده است، عبارتند از :

-         سطح اهميت بهداشت و ايمني در شغل

-         سطح اهميت نظارت و سركشي فني در شغل

-         نوع ابزارها و تجهيزات در اختيار برحسب ايفاي نقش­هاي شغلي

-         چگونگي استفاده از ابزارها و تجهيزات در شغل

-         احتمال بروز خسارات و نوع خسارات ناشي از اشتباهات شغلي

-         احساس رضايت از عوايد حاصل از ايفاي نقش­هاي شغلي

-         احساس امنيت شغلي

به لحاظ نظري، دامنه تغييرات مشاغل برحسب شروط وضعيتي از حداكثر وابستگي طبيعي و غير ارادي به شرائط و عناصر محيطي و وضعيتي تا حداكثر استقلال و كنترل ارادي متغير است. به عبارت ديگر در برخي مشاغل شرائط و وضعيت طبيعي و ساختاري بر شغل حاكم است، و شاغل سعي در انطباق با شروط وضعيتي دارد، مانند كتيراكني، عدس كاري، نخودكاري، گوسفند داري سنتي، پرورش دام و طيور به روش خانگي و ... در اين نوع مشاغل،

اولاً) اصل خطر مثلاً‌ خشكسالي، بروز بيماري، كم آبي، تغييرات آب و هوايي مهم هستند؛

ثانياً) محيط و ساختارهاي خارج از كنترل مهمتر از اقدامات شاغلين هستند و شاغلين كاملاً وابسته به محيط هستند؛

ثالثاً) برنامه­ها و فعاليت­هايي كه بر كاهش وابستگي به محيط و افزايش ضرايب ايمني و راندمان تأثير مي­گذارند نظير استفاده از ابزارها و وسايل مدرن ايفاي نقش­هاي شغلي، استفاده از وسايل ايمني، ارتقاء بهداشت كار، نظارت و سركشي فني، حداقل­هاي امكاني و ابزاري، به ايفاي نقش­هاي شغلي مي­پردازند.

در مقابل، در مشاغل ديگر نظير مديريت فني مركز تكثير ماهيان گرم آبي، متصدي تغذيه ماهيان، توليد نهال در خزانه، مديريت فني واحد پرورش مرغ گوشتي، اپراتوري دستگاههاي بسته بندي شير، پنير، ماست‌ ؛

اولاً) احتمال بروز خطر مهم است و نه اصل خطر : به عبارت بهتر اين نوع مشاغل، كنترل­هاي محيطي بصورت آگاهانه و برنامه ريزي شده و از قبل صورت گرفته و خطرات پيش­بيني شده و انطباق صورت گرفته است، ليكن ديسك با احتمال خطر وجود دارد، مثلاً در مراكز تكثير ماهيان، كنترل و انطباق با محيط پيش بيني و برنامه ريزي شده است، ليكن احتمال بروز خطرات پيش بيني نشده وجود دارد؛

ثانياً) ايمني و بهداشت محيط كار مورد توجه و برنامه ريزي قرار گرفته است؛

ثالثاً) نظارت و سركشي فني وجود دارد؛

رابعاً) از امكانات و ابزارهاي نوين استفاده مي­شود؛

و در نهايت اينكه احساس امنيت شغلي در سطح بالايي قرار دارد.

معرف هاي شروط وضعيتي و محيطي

-         سطح اهميت بهداشت و ايمني در شغل

-         سطح اهميت نظارت و سركشي فني در شغل

-         نوع ابزارها و تجهيزات در اختيار برحسب ايفاي نقش­هاي شغلي

-         چگونگي استفاده از ابزارها و تجهيزات در شغل

-         احتمال بروز خسارات و نوع خسارات ناشي از اشتباهات شغلي

-         احساس رضايت از عوايد حاصل از ايفاي نقش­هاي شغلي

-         احساس امنيت شغلي

 

 مشخصات آناليز عاملي

روش تحليل عاملي :تجزيه به مؤلفه اصلي

روش چرخش :و ريماكس

نتايج :


جدول (2 ) مقدار واريانس تبيين شده توسط مصرف­ها

مجموع مجذور بارهاي عاملي**

مقادير ويژه*

مؤلفه ها

درصد تجمعي

درصد واريانس

مقدار

درصد تراكمي

درصد

كل

61/73

61/73

153/5

61/73

61/73

153/5

1

 

 

 

916/83

286/10

72/0

2

 

 

 

05/93

14/9

63/0

3

 

 

 

05/93

3

21/0

4

 

 

 

09/97

57/2

18/0

5

 

 

 

62/98

43/1

10/0

6

 

 

 

62/99

/1

07 /0

7

 

همانگونه كه در جدول فوق ملاحظه مي­شود :

از مجموع  هفت عامل اوليه، يك عامل داراي مقدار ويژه بالاي يك و در واقع بيشترين واريانس نيز مي­باشد0 اين عامل اساسي كه مجموع مجذورهاي بارهاي عاملي آن و يا مقدار ويژه آن معادل 154/5 است، 6/73 درصد از واريانس كل را تبيين مي­كند0

 

 

 

61/73 =

154/5

=

مقدار ويژه

= واريانس تبيين شده

7

تعداد مصرف­ها

 

 

 

 








در اين پژوهش، اين عامل "مؤلفه شرئط محيطي و وضعيتي شغل" ناميده شد0

لازم به توضيح است كه مجموع مجذور بارهاي عاملي (Factor Loadis) همان مقدار ويژه (Eignvalue) است و بارهاي عاملي نشانگر ميزان همبستگي هر يك از مصرف­ها با عامل يا عامل­هاست0

ماتريس همبستگي بين هر يك از معرف­ها با مؤلفه جهت گيري الگويي در زير آمده است0

 


                          جدول(3)ماتريس همبستگي بين هر يك از معرف­ها با مؤلفه جهت گيري الگويي

مؤلفــــه

معرف­ها

832/0

1

768/0

2

792/0

3

835/0

4

933/0

5

867/0

6

856 /0

7

876/0

8

 

چنانچه مجموع مجذور همبستگي­هاي فوق را بدست آوريم، معادل و مقدار ويژه خواهد بود0

با اجراي مدل تحليل عاملي، هشت مصرف از مشخصه­هاي شغلي،‌ روي يك عامل قرار گرفتند (‌Load شدند) و بيش از 73 درصد واريانس كل را تبيين نمودند، اين عامل اساسي و بنيادين "مؤلفه جهت گيري الگويي" شغلي ناميده شده است كه بيانگر تحولات شغلي از سنتي به مدرن نيز مي­باشد0 در اندازه گيري اين مؤلفه، مصرف­ها به صورت طيف طراحي شدند0

بر اين اساس در مرحله بعدي، نمرات عاملي را (Factor Scores) را بدست آورده و آنگاه با ذخيره نمودن مقادير رگرسيوني عامل به عنوان جديد و تحت عنوان مؤلفه جهت گيري الگويي شغل، به مقوله بندي مقادير رگرسيوني 1853 واحد نمونه اي پرداخته شد و مجدداً به صورت رتبه­اي استخراج گرديد0

نتايج حاصل از آن درجدول زير آمده است0

اين مراحل جهت استخراج مؤلفه هاي ديگر و رسيدن به مؤلفه هاي شرائط احراز شغل و شروط وضعيتي شغلي نيز طي گرديد، ليكن جهت پرهيز از اطاله كلام نتايج آورده مي­شود:

 

جدول (4)توزيع فراوانی برمبنای مقادير رگرسيونی رتبه بندی شده تحليل عاملی مؤلفه شرائط محيطي و وضعيتي شغل

 

مقادير

نوع

فراواني

درصد خالص

درصد تجملي

مصديق

0 تا 10

كاملاً سنتي

132

1/7

1/7

 

20-10

سنتي

327

7/17

8/24

 

30-20

گذار

528

5/28

3/53

 

40-30

516 نوين

516

8/27

1/81

 

50-40

كاملاً نوين

350

9/18

100

 

جمـــــع

 

1853

100

-

 

هر گونه كه در جدول فوق ملاحظه مي شود مقادير آن از طيف ليكرت بدست آمده و با مقادير رگرسيوني تحليل عاملي نيز همبستگي مثبت و بالا (91/0=r) دارند؛

1/7 درصد از واحدهاي نمونه اي داراي مشاغلي كاملاً‌ سنتي(مثل گندمكارديم در مناطق روستايي شهرستان بوكان و نقاط پرشيب زاگرس) با ويژگي هاي زير هستند؛

-         سطح اهميت بهداشت و ايمني در شغل پايين است،

-         سطح اهميت نظارت و سركشي فني در شغل  نادر است،

-         نوع ابزارها و تجهيزات در اختيار برحسب ايفاي نقش­هاي شغلي ابتدايي و سنتي است,

-         استفاده از ابزارها و تجهيزات در شغل  بر اساس تجربه سنتي است،

-         احتمال بروز خسارات و نوع خسارات ناشي زياد است،

-         احساس رضايت از عوايد حاصل از ايفاي نقش­هاي شغلي بسيار پايين است،

-         احساس امنيت شغلي  کم است،

گندمكارديم شغل را از پدر به ارث برده است، تداخل بين اوقات كاري و فراغت او نمايان است، فاصله مكاني بين محل سكونت و محل كاروي بسيار كوتاه است0

وسايل كار وي كاملاً‌ سنتي (خيش و گاو ...) و در محل سكونت وي نگهداري مي شوند، فرد علاوه بر گندمكارديم، دامدار، فروشنده خوار و بار و راننده هم هست، اعضا خانواده نيز در كارها به او كمك مي كنند0 سن بالا و بيسوادي ويژگيهاي اصلي زراعت ديم (و حتي كشاورزي) است0 تداخل بين وظائف و عمليات شغل گندمكارديم و ساير فعاليتهاي فرد كاملاً‌ بارز است مثلاً وقتي به شهر مسافرت مي­كند هم براي بو جاري گندم اقدام مي كند و هم خوارو بار تهيه مي كند و هم براي دامها دارو تهيه مي­كند، علاوه بر آن بخش عمده از مشاغل مرتبط با صنايع دستي، و طيور و منابع طبيعي در اين مقوله هستند0

نوع دوم مشاغل را مي توان تا حدودي سنتي تلقي نمود0 البته مشخصه هاي اين نوع مشاغل كه 7/17 درصد فراواني نسبي داشته است، بيشتر به مشاغل كاملاً‌ سنتي شبيه است0 ليكن در برخي از معرف ها تعغييراتي يافته اند، مثلاً استفاده از تراكتور جهت شخم و خرمن كوبي ترويج يافته است و يا مشاغل داراي سواد خواندن و نوشتن است و يا در برخي كلاس هاي ترويجي شركت نموده است، با اين وجود بر اساس مشخصه هاي اصلي نظير تداخل وظائف شغلي با ساير فعاليتها و با فراغت،‌ تداخل محل سكونت و محل كار، انتسابي بوده شغل،‌ تكيه فرد بر تجارب (تا تخصص)0 مشابه مشاغل كاملاً‌ سنتي هستند، نخودكاري، عدس كاري، جو كاري، صيادي در رودخانه هاي داخلي و با استفاده از تور، ارزن كاري، انجير كاري ديم، در زمره اين مشاغل هستند0

نوع سوم كه بيشترين فراواني را دارا مي باشند، مشاغل در حال گذار از وضعيت و مشاغل سنتي به وضعيت پيشرفته و مشاغل نوين است بيش از 28 درصد از واحدهاي نمونه اي در اين مقوله قرارگرفته اند0 شاليكاري، مشاغل مرتبط با صيفي جات و محصولات جاليزي، باغدار انگور، سيب كار، پسته كاري، گردو كاري،‌ توت كاري، چاي كاري، گل كاري، در زمره اين نوع مشاغل هستند0 عمده ترين مشخصه اين مشاغل استفاده از وسايل و ابزارهاي مختلط است (هم سنتي و هم مدرن) مثلاً در شاغل فوق هم از روش هاي سنتي در عمل آوري محصول استفاده مي شود و هم از انواع سموم دفع آفات و بارور كننده ها و ابزارهاي جديد استفاده مي كنند0

نوع چهارم، مشاغل نسبتاً جديد و نوين هستند، اين مشاغل نيز حجم زيادي از فراواني واحدهاي نمونه اي را كه بالغ بر 27 درصد مي باشد، در سراسر كشور شامل مي شود0

در اين نوع مشاغل، تمايز محل كار از محل سكونت، تمايز وظائف شغلي، تمايز اوقات كاري و فراغت تكيه بر تخصص و آموزش، اكتسابي بودن از ويژگيهاي بارز هستند، مانند مديريت فني پرورش ماهيان گرم آبي و اردك (توأمان)، سرپرستي مركز تكثير ماهي، ميگو، 000 فرآوري و بسته بندي عسل، پروار بندي صنعتي گاو، گوساله، آبخيزداري، عمل آوري گياهان دارويي، شاغلان كشتارگاه صنعتي، شاغلان مراكز و مزارع نوين، پرورش طيور، ماهي، ميگو و 000 ، شاغلان آبخوانداري و مجتمع هاي كشت و صنعت در زمره اين نوع از مشاغل هستند آنچه اين مشاغل را از مشاغل كاملاً‌ نوين متمايز مي كند، سطح سطح تحصيلات و تخصص شاغل است، به گونه اي كه در مشاغل كاملاً‌ نوين شاغلان اپراتور و يا داراي تحصيلات عالي و تكنسين كارشناس و با لاترهستند0

مثلاً اپراتورهاي دستگاه بسته بندي شير، پنير،‌ ماست،‌ بازرس فني مراتع،‌ بهداشتيار گاو، ماماي گوسفند و گاو،‌ اپراتور تله فريك، نقشه بردار و ارزياب جنگل و 000 در زمره اين نوع مشاغل هستند0در اين مشاغل :

-         سطح اهميت بهداشت و ايمني در شغل  بالا است ،

-         سطح اهميت نظارت و سركشي فني در شغل  بالا و روتين است،

-         نوع ابزارها و تجهيزات در اختيار برحسب ايفاي نقش­هاي شغلي مدرن و تخصصي است،

-           استفاده از ابزارها و تجهيزات در شغل  علمي و تخصصي است،

-         احتمال بروز خسارات و نوع خسارات ناشي از اشتباهات شغلي  بسار کنترل شده است،

-         احساس رضايت از عوايد حاصل از ايفاي نقش­هاي شغلي بالا است،

-         احساس امنيت شغلي  بالا است.

نتائج  نهايي آنا ليز با اصلاحات آماري و تحليل چند بعدي  اين مولفه به شرح زير است؛

الف) 2/8 درصد از شاغلين مورد بررسي، داراي مشاغلي هستند كه وابستگي شديد به شروط وضعيتي و محيطي دارند، نقش­هاي شغلي در وضعيتي طبيعي (تابع شرائط محيط) و در پرتو شرائط وضعيتي بدون نظارت و سركشي، در غياب رعايت بهداشت و ايمني نوين نبود احساس امنيت شغلي و با استفاده از ابزارهاي سنتي و ابتدايي، ايفا مي­شوند. مشاغلي كه با كشاورزي ديم و در مناطق كوهستاني و كوهپايه­اي مرتبط هستند مانند گندمكاري ديم، جوكاري ديم، كوچگري و رمه گرداني در اين مقوله قرار دارند.

ب) 45 درصد از واحدهاي نمونه اي نيز داراي مشاغل وابسته به شرائط محيطي و شروط وضعيتي بوده­اند.

ج) در بيش از 45 درصد از واحدهاي نمونه­اي، ايفاي نقش­هاي شغلي به گونه­اي است كه شاغل بايد خود را با شروط وضعيتي و محيطي سازگار نمايد. در واقع نه تنها ماهيت اين نوع شغلها اقتضا مي­كند كه شاغل شرائط غير ارادي و كنترل نشده را بپذيرد و بر مبناي اصول و مقتضيات محيطي و ساختاري به ايفاي نقش­هاي شغلي بپردازد. بلكه در تصميم سازيها و برنامه ريزي­هاي توسعه­اي (نظير آنچه در كشورهاي پيشرفته تحقق يافته است) نيز اين نوع مشاغل، حاشيه­اي شده و در معرض افول قرار دارند بعنوان مثال مشاغل مربوط به زراعت، باغداري ديم و مراتعداري سنتي در مناطق روستايي واقع در نواحي شيب­دار زاگرس، از چنين ويژگي­هايي برخوردار هستند.

د) در 36 درصد از مشاغل نيز فرآيند گذار از وابستگي به شروط وضعيتي و شرائط محيطي به مدد بهره­گيري از تكنولوژي و ابزارهاي نوين آغاز شده است. در اين نوع مشاغل، بهداشت و ايمني در حال گسترش است، بروز خطر در سطح پايين است، پديده­هاي جوي و اقليمي در حال كنترل و مديريت هستند، مشاغلي مرتبط با كشاورزي آبي با استفاده از آب چاه­هاي عميق و نيمه عميق، سدها و نهرهاي مدرن انواع پرواربندي­هاي دامي، پرورش آبزيان با احداث استخرها و بكارگيري تكنولوژي­هاي نوين در اين زمره قرار دارند.

هـ) در مجموع بيش از 80 درصد واحدهاي مورد بررسي در زمره مشاغل تحت شرائط محيطي و شروط وضعيتي، تشكيل مي­دهد، اين وضعيت علاوه بر اينكه با ماهيت مشاغل كشاورزي و روستايي مرتبط است، به پايين بودن سطح تكنولوژي و تخصصي در اينگونه مشاغل هم مرتبط است.

و) در كل واحدهاي مورد بررسي، كمتر از 20 درصد در مشاغلي فعاليت داشته­اند كه از شروط وضعيتي و شرائط محيطي نسبتاً مستقل بوده يا داراي استقلالي فعال27 بوده­اند، در اين نوع از مشاغل كه :

-         از تكنولوژي مدرن استفاده مي­شود

-         نظارت و سركشي فني وجود دارد

-         بهداشت، ايمني و امنيت در شغل نهادي شده است

-         خطرات محدود شده و احتمال خطر در حال افزايش است

-         احساس رضايت و احساس امنيت شغلي وجود دارد

حداكثر استقلال از وابستگي به محيط و وضعيت­هاي متغير وجود دارد و همچنين كنترل و مديريت وضعيت­ها و محيط (خطرات، جبرهاي محيطي) از ويژگي­هاي بارز سازمان كار و ماهيت اين نوع مشاغل است.

در مشاغل مرتبط با كشاورزي و جامعه روستايي، چنين مشاغل بسيار محدود (حدود يك پنجم) است و عمدتاً‌ در كارگاهها، كارخانجات و صنايع مدرن كشاورزي نظير كارخانه­هاي فرآوري و بسته بندي مواد لبني، گاوداري­ها و مرغداري­هاي صنعتي و ... مصداق دارد.

 

 مؤلفه شرائط احراز شغل 

با تحليل چند بعدي و پس از اجرا نمودن مدلهاي متعدد بررسي تفاوت­ها و تشابه­ها براساس داده­هاي 1853 واحد مورد بررسي، مشخصه­هاي زير در احراز شغل مربوط بيشترين واريانس مشترك و نقش را دارند.

-         علاقه به شغل مورد بررسي

-         تجربه در شغل مورد بررسي

-         سطح تحصيلات و سواد

-         آموزش حين كار در ارتباط با عمليات و نقش­هاي شغل مورد بررسي

-         مهارت و تسلط در ايفاي نقش­هاي شغلي

-         همكاري اعضاء خانواده در ايفاي نقش­هاي شغلي

-         سلامت جسماني جهت ايفاي نقش­هاي شغلي

-         تمركز حواس در سطح ايفاي نقش­هاي شغل مورد بررسي

-         نقش خلاقيت و نوآوري در ايفاي نقش­هاي شغل مورد بررسي

-         درك احساس علاقه مندي ديگران به شغل مورد بررسي

اين معرف­ها بصورت طيف از حداقل (ضعيف) به حداكثر (شديد) باز تعريف شده اند. 

2

4

5

3

1

 

 

 


به لحاظ نظري احراز شغل تابعي از توانايي­هاي فكري، هوشي، مهارتي، تخصيف تحصيلي، تجربي و بدني از يك طرف و انگيزش­ها و تمايلات كاري شاغل، از طرف ديگر است.

بر مبناي اين دو مجموعه از عناصر مي­توان چهار وضعيت زير را پيش بيني نمود :

 

شرائط احراز

توانايي

تمايل

ناخواسته و ناتوان

-

-

توانا و ناخواسته

+

-

خواسته و ناتوان

-

+

توان و تمايل

+

+

نوع اول كه همانا نبود توانايي و تمايل در احراز شغل است، مصداق عيني نداشته است.

با انجام تحليل خوشه­اي و تحليل عاملي و وزن­دهي به مقادير حاصل از يك تا 50 نتايج زير به دست آمد.

در 3/9 درصد از مشاغل مورد بررسي، هر فردي اعم از باسواد يا بي­سواد، با تجربه يا تازه كار، آموزش ديده يا نديده، علاقه مند يا ناچار، ماهر يا ناشي، ... مي­توان در آن شغل مشغول به كار شود يا آنرا احراز نمايد. شرط اساسي در احراز فقط توانايي يدي و بدني و تجربه­اي در سطح يك فرد ده ساله است. مشاغلي نظير چوپاني، سارباني، انواع ديم­كاري گندم و جو، پرورش طيور به روش خانگي، دامداري و ... در زمره مواردي هستند كه عمق و گستره شرائط احراز آنها بسيار پايين و محدود هستند و به قول ويل دورانت يك نوجوان، توانايي­هاي لازم را جهت ايفاي نقش­هاي شغلي و احراز شغل تا سن دهسالگي كسب كرده و شاغل كاملي شده است.

در دومين مقوله كه 7/15 درصد از واحدهاي مورد بررسي را تشكيل مي­دهد، هر چند شرائط احراز شغل در سطح پاييني است، ليكن در برخي از ابعاد آن بالاخص تجارب مستمر، علاقه به شغل، تحصيل، سطح همكاري اعضاء خانواده، توانايي­هاي جسماني، آموزش حين كار در رتبه بالاتري قرار دارند، مثلاً مشاغلي نظير نخودكاري، عدس كاري، بادام كاري، گندمكاري آبي، جوكاري آبي، گليم بافي، جاجيم بافي، فرش بافي، ماهيگيري، پرواربندي به روش­هاي سنتي، چوبداري و ... در اين مقوله واقع شده اند.

سومين سطح مربوط به واحدهايي مي­باشند كه نيمي از شرائط و مفردهاي احراز شغل را دارا مي­باشند، در اين مقوله كه 34 درصد از شاغلين را شامل شده است، براي احراز شغل و ايفاي فعاليتها و نقش­هاي شغلي، سطوحي از :

-         سواد (حداقل در سطح ابتدايي)

-         علاقه به كار

-         تجربه

-         خلاقيت و نوآوري

-         رضايت از شغل

-         مهارت و تسلط بر مهارت­هاي شغلي

ضروري است. مشاغل مربوط با گوجه كاري، سبزي كاري، هندوانه كاري، سيب كاري، گردوكاري، پرورش مرغ گوشتي در مرغداري­هاي بالاي 5000 قطعه، انواع پرواربندي­هاي نيمه صنعتي، برخي مشاغل مرتبط با پرورش و عمل آوري آبزيان (مانند جيره بندي خوراك ماهيان) در اين مقوله قرار گرفته­اند.

در مقوله چهارم كه شرائط نسبي احراز شغل در آنها بالاتر از پنجاه درصد و در محدود هفتاد و پنج درصد است، 31 درصد از واحدهاي مورد بررسي، قرار دارد. در ايفاي نقش­هاي شغلي اين نوع از مشاغل، تحصيل، تخصص، تجربه، خلاقيت، علاقه مندي و آموزش و بازآموزي در سطح بالايي ضروري است، بسياري از مشاغل مرتبط با پرورش ماهيان گرم آبي و سرد آبي، پرورش ميگو، عمل آوري فرآورده­هاي دامي، لبني و شيلاتي به روش صنعتي، كشاورزي مدرن، گاوداري­هاي صنعتي، پرواربندي­هاي صنعتي در اين گروه قرار دارند از عمده ترين ويژگي­هاي اين مشاغل، بسط و گسترش آنها در طول دهه­هاي اخير است، در اين نوع از مشاغل تخصصي شدن امور و تمايز نقش­هاي شغلي به شدت در حال گسترش است.

عالي­ترين و مطلوب­ترين سطح در احراز شغل، فقط 10 درصد از واحدهاي مورد بررسي را شامل مي­شود، در اين مقوله، همه شرائط احراز شغل بالاخص توانايي (بدني، فكري، تخصصي، تحصيلات، تجربه) و علاقه (تمايل به شغل و احساس رضايت و درك احساس علاقه مندي ديگران) در بالاترين مرتبه قرار دارد. مشاغل مرتبط با اپراتوري بسته بندي مواد لبني در كارخانجات، متصدي دستگاههاي آبياري باراني و مشاغل كارخانه اي صنايع روستايي و كشاورزي در اين زمره قرار دارند. 

 

تحليل خوشه­اي مشاغل مورد بررسي :

با تحليل خوشه­اي 300 عنوان شغلي با استفاده از روش­هاي متعددي طبقه بندي و تمايزات، در نهايت خوشه بندي همه مشاغل بر مبناي 33 مشخصه، پس از انجام چندين مدل تحليل خوشه­اي، صورت گرفت، ويژگي­­هاي خوشه بندي و نتايج آن در زير آمده است :‌

 

دندوگرام تحليل خوشه به صورت

300

95

106

70

72

34

99

25

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


توزيع فراواني نسبي براساس ميان گيري ـ مؤلفه­هاي سه گانه شغل نتائج زير حاصل گشت:

 الف) 4/8 درصد از مشاغل كشاورزي و روستايي مورد بررسي، بر مبناي 33 معرف و 3 مؤلفه بنياني، كاملاً سنتي هستند، در اين نوع مشاغل (مانند مشاغل مرتبط با زراعت ديم دامداري و رمه گرداني، شترداري، سارباني و صيد سنتي) از ابتدايي ترين ابزارها و وسايل توليد استفاده مي­شود، سطح توليد و بهره برداري، بسيار پايين و عمدتاً‌ معيشتي است، همچنين بيسوادي و سن بالاي شاغلين از ويژگي­هاي نمايي اين نوع مشاغل است، بعلاوه اينكه در اين نوع مشاغل، تجربه مقدم بر تخصص، است و شغل­ها از پدر به فرزند رسيده است، تداخل بين شغل و فراغت، تداخل و ابهام وظائف شغلي، تنوع فعاليت­هاي شغلي، از ديگر ويژگي­هاي آنها هستند.

نكته مهم تر اينكه، اين نوع مشاغل، در حال افول و نابودي هستند، بسياري از آنها در طول دهه­هاي گذشته به كلي از بين رفته و يا بسيار معدود شده­اند، بعنوان مثال نعلبندي، خرك داري، پالان دوزي، كتيراكني، مسگري، بز و گوسفند داري عشاير كه تا قبل از سده اخير در زمره مشاغل و فعاليت­هاي معيشتي درآمدزا و فراگير بودند و بيش از نيمي از شاغلان كشور را شامل مي­شدند (تا قبل از سال 1300 بيش از نيمي از جمعيت كشور، در زمره جامعه عشايري و 90 درصد جمعيت كشور در جوامع روستايي و عشايري قرار داشتند)(زنجاني ،1378 ) امروزه در حال تحديد و نابودي هستند (جمعيت روستايي كشور به كمتر از 30 درصد و جمعيت عشايري به كمتر از 5/1 درصد كنترل يافته است). نمونه­اي كه به خوبي گذار از سنت به مدرن را نمايان مي­سازند، مشاغلي نظير نعلبندي و پالان دوزي است كه تا قبل از يكصد سال اخير در همه شهرها و مكانهاي عمده جمعيتي وجود داشت(زنجانی ،1371). حتي انسانهاي برجسته­اي مثل پير پالان دوز، داراي اين نوع مشاغل بودند، امروزه جاي خود را به مشاغل نويني نظير پنچرگيري، صندلي ماشين دوزي، انواع تعميركاريهاي وسائط نقليه داده اند.

ب) 3/23 درصد از مشاغل مورد بررسي، نيز در زمره مشاغل روستايي قرار دارند، اين نوع مشاغل، بيش از 75 درصد ويژگي­هاي مشاغل كاملاً‌ سنتي را دارند، ليكن در آغاز مرحله گذار از وضعيت سنتي به شرائط نوين قرار دارند، و در آنها بكارگيري وسايل نهادها و ابزارهاي پيشرفته­تر (مثلاً‌ استفاده از تراكتور براي خرمن كوبي) در حال گسترش است. بعلاوه اينكه شرائط مساعدتري (در مقايسه با مشاغل كاملاً سنتي) جهت بهره گيري از وسايل و امكانات مدرن را دارند مثلاً كشاورزان واقع در مناطق جلگه­اي و دشتي در مقايسه با زراعان نواحي كوهستاني و كوهپايه­اي، هم دسترسي آسانتر و كم هزينه­تري به بازار نهاده­ها دارند و هم اراضي كشاورزي آنها، امكان استفاده از ابزارها و وسايلي نظير كمابين را مي­­دهند.

با اين وجود، پايين بودن سطح تحصيلات، وابستگي شديد به شرائط اقليمي، بالا بودن سن شاغلان، پايين بودن سطح توليد و بهره برداري، تداخل شغلي، تداخل كار و خانواده و ابهام شغلي از ويژگي­هاي اين نوع مشاغل است، بر اين مبنا در طيف پنج قسمتي، در مرحله دوم قرار دارند.

1

3

5

كاملاً سنتي

سنتي

در حال گذار

مدرن

كاملاً مدرن

4

2

 

 

 


در مجموع بيش از 31 درصد يا حدود يك سوم از مشاغل مورد بررسي در زمره مشاغل سنتي قرار دارند.

بديهي است در طراحي استانداردهاي آموزشي، ويژگي­ها و ماهيت مشاغل بسيار مهم هستند، مثلاً در مشاغل سنتي، هم شاغلين از تحصيل و تخصص نوين برخوردار نيستند و هم ميانگين شاغلان در مقايسه با شاغلين ديگر، در سطح بالايي قرار دارد.

ج) بيشترين مشاغل مورد بررسي در زمره مشاغل در حال گذر هستند، در اين نوع از مشاغل حدود 50 درصد از ويژگي­هاي مشاغل مدرن و 50 درصد از ويژگي­هاي مشاغل سنتي را دارا هستند. در اين نوع مشاغل، هم تجربه و هم تخصص هم آموزش شغلي و هم علاقه شاغل، هم تداخل و هم تمايز وظائف و فعاليت­ها، هم استفاده از دانش و امكانات بومي و هم بكارگيري ابزارها و وسايل نسبتاً‌ جديد از جمله مشخصات اصلي هستند مثلاً اغلب مشاغل مرتبط با دامداري­هاي نيمه صنعتي (پرواربندي گوساله و بره روش نيمه سنتي) مرغداريهاي چند هزار قطعه­اي، صيد و پرورش آبزيان، صيفي كاري، انواع زراعت­هاي آبي در نواحي دشتي و جلگه­اي.

د)مشاغل مدرن نيز 24 درصد از كل مشاغل مورد بررسي را شامل شده­اند، اين نوع مشاغل بيش از 75 درصد ويژگي­هاي شغلهاي نوين را دارا مي­باشند، ويژگيهای: 

-       تخصص گرايي و تخصصي شدن

-       عام گرايي و جهان گرايي

-       تمايز وظائف شغلي

-       عمقي شدن و محدود شدن دايره فعاليت­هاي شغلي

-       تمايز محل كار از محل سكونت

-       تمايز زمان كار از اوقات فراغت

-       بهداشت و ايمني

-       نظارت و سركشي

-       اكتساب و شايستگي فردي

-       امنيت و ثبات شغلي

-       بيمه و تأمين اجتماعي

-       استفاده از امكانات مدرن در ايفاي وظائف شغلي

دارا مي­باشند، با اين وجود، بر مبناي معرف­هاي ديگري برخي ويژگي­هاي مشاغل سنتي را دارا مي­باشند، البته اين ويژگي­ها ممكن است ذاتي مشاغل بوده و يا ناشي از درجه توسعه يافتگي شغل و سازمان كار باشد. اغلب مشاغل مرتبط با دامپروري­هاي صنعتي (پرورش گاو و گوسفند) مرغداريهاي بالاي 10 هزار قطعه، مزارع پرورش ماهي، ميگو، كشت و صنعت­ها، كارگاههاي كوچك فرآوري محصولات دامي و زراعي و باغي در زمره اين نوع مشاغل هستند، در برخي از اين مشاغل به علت محدود بودن سازمان كار، تخصص گرايي و عمقي شدن وظائف شغلي كمتر از مشاغل كاملاً مدرن است و تعدد و تنوع وظائف و عمليات شغلي بيشتر از مشاغل كاملاً مدرن است و هر شاغل بالاجبار وظائف چندين فرد شاغل در سازمانهاي پيشرفته كار را انجام مي­دهد، مثلاً‌ (براساس مشاهدات نگارنده متعددي امور اداري، در صنايع فرآوري و بسته بندي شير و مواد لبني استانهاي غربي كشور، همزمان وظائف شغلي بيش از 5 نفر شاغل در صنايع شير تهران را انجام مي­دهد.

همه شاغلين مورد بررسي كه شغل آنها در زمره مشاغل نوين قرار دارد، با سواد هستند و ميانگين سن آنها كمتر از گروههاي قبلي است.

هـ) بيش از 11 درصد مشاغل (34 عنوان شغلي) نيز در زمره مشاغل كاملاً نوين قرار داشته­اند، در اين نوع مشاغل، همه ويژگي­هاي مشاغل نوين وجود دارد، افراد شاغل داراي تحصيلات عاليه و يا مدرك آموزش تخصصي هستند مثلاً تكنسين دستگاه بسته بندي شير يا اپراتور قالب بندي پنير بهداشتكار پرورش گاو شيري از ويژگي­هاي مشاغل كاملاً‌ مدرن برخوردار هستند.

بامحاسبه ضرايب توافقي و همبستگی مؤلفه­هاي سه گانه مؤثر در آناليز و استاندارد آموزشي مشاغل نتائج زير بدست آمد:

همبستگي مثبت و معني داري بين سه مؤلفه مؤثر بر آناليز و استاندارد آموزشي مشاغل وجود دارد، به عبارت بهتر بين ؛

الف) جهت گيري الگويي مشاغل (از تداخل و تمايز اعم از تداخل وظائف شغلي، تداخل كار و خانواده، تداخل وقت كار و فراغت، از انتساب به اكتساب، از تجربه به تخصيص، از اجبار به اختيار و ...)

ب)  شروط وضعيتي (از وابستگي اقليمي و جغرافيايي به استقلال، از خطر به احتمال خطر، از ابزار سنتي به تكنولو‍ژي و ....)

ج)  شرائط احراز شغل (تحصيلات، تخصيص، توانايي جسمي و فكري، علاقه، احساس رضايت) همبستگي مثبت و بالايي وجود دارد.

 علاوه بر نتائج فوق الذکر ، ويژگيهاي  مشاغل کشاورزي که روندي گذارگونه و انتقالي يافته اند بر اساس مقولات زير آمده است:

الف) سازمان اجتماعي كار سنتي :‌

بدان گونه كه "ماكس وبر" جامعه شناس معروف آلماني بيان داشته است، يكي از ويژگي­هاي عمده دنياي كسب و كار در جامعه مدرن، سازمان عقلايي كار است، ولي در جامعه روستايي و در بخش كشاورزي، در چند تشكل ها و هيجان ها و ديگر ياري ها و تعاوني هاي سنتي در سازماندهي بخش هاي عمده اي از نيروي كار شاغل نقش اساسي دارند، ليكن سازمان عقلاني كار در قاموس "وبر" عموميت چنداني ندارد0

 ب) تداخل محل كار و محل زندگي

برخلاف مشاغل درنياي مدرن كه كاركرد نقشي و تمايزات ساختي از ويژگي­هاي آنها مي‌باشد0 در مشاغل روستايي و كشاورزي، پيوستگي محل كار و محل زندگي و تعدد و تداخل نقش ها و در هم آميختگي كنش هاي كاري با كنش هاي ارزشي و سنتي و مناسك و آيين ها و رسوم از خصوصيات آنهاست0

ج) سنت گرايي در مقابل عقلانيت

سنت گرايي در مقابل عقلانيت و بويژه عقلانيت نهادينه شده كه حداكثر سود با حداقل هزينه‌ها از ويژگي بارز آن است، در مشاغل روستايي و كشاورزي وجوه عاطفي و احساسي و سنتي بر ابعاد عقلاني و بويژه عقلانيت ابزاري تفوق داشته و يكي از عوامل باقي ماندن استانداردهاي زندگي در سطح معيشتي ناشي از آن است0

 د)تفوق انتساب بر اكتساب در تصدي مشاغل روستايي و كشاورزي :

درجامعه مدرن صنعتي ويژگي هاي فرد خاصه تحصيلات و تخصص و ديگر خصوصيات اكتسابي از شرايط تعيين كننده احراز شغل هستند0 در مقابل در مشاغل روستايي وكشاورزي خصوصيات انتسابي و شرايط برون از فرد، مانند نسبت ، ثروت، مالكيت، خانوادگي، نقش تعيين كننده اي در احراز مشاغل دارند0

  ه)تحرك اجتماعي محدوده :

از خصوصيات عمد دنياي كسب و كار در جهان مدرن، تحرك اجتماعي بالا و صعود يا سقوط پايگاه اجتماعي به اقتصادي سطح تحصيلات، تخصص و ديگر شايستگي هاي اكتسابي افراد و به تبع آنها ميزان درآمد و مرتبه شغلي آنهاست0 در مقابل در مشاغل كشاورزي و روستايي تحرك اجتماعي بسيار محدود و نادر است0

و) ريسك پذيري پائين  

در مشاغل صنعتي و مدرن، يكي از ويژگيهاي بارز و متمايز همانا توان و سطح خطر پذيري شاغلين است0 در مشاغل روستايي و كشاورزي امكانات و وسايل و دارايي ها و درآمدها عمدتاً در دسترس فيزيكي صاحبان و شاغلان آنها قرار داشته، زمين كشاورزي درنزديكي محل زندگي بوده، و دارايي ها (دام و طيور، صنايع دستي)،‌ امكانات و وسايل در قرابت فيزيكي افراد قرار دارند0 در حاليكه در دنياي مدرن، دارايي­ها از افراد جدا و به بانكها سپرده شده و مشاغل افراد با انواع احتمال خطر همراه است0 البته در جامعه روستايي خود خطرهاي طبيعي (سيل، زلزله و 000) مهم بوده ولي در جامعه مدرن احتمال خطر (احتمال خطر سقوط هواپيما، دستكاري حسابهاي بانكي) و 000 مهم مي باشند0

ريسك پذيري از ديدگاه بسياري از اقتصاددانان و جامعه شناسان عامل اساسي پيشرفت و ارتقاء پايگاه اجتماعي بوده و يكي از علل عقب ماندگي جوامع روستايي و كشاورزي را سطح پايين ريسك پذيري شاغلين آنها مي دانند0

 ز) خاص گرايي و محلي گرايي :

كنشهاي اجتماعي مبتني بر هنجارها و ارزشهاي بومي و محلي و فرهنگ خاص محل زندگي از ويژگي شاغلين جامعه روستايي و بخش كشاورزي است0 هر چند در مورد تأثيرات خاص گرايي و محلي گرايي بر تغييرات اجتماعي و پيشرفت در سطح اجتماعي و تحرك و ارتقاء پايگاه اجتماعي در سطح فردي و خانوادگي نظرات متفاوت و متعارضي وجود دارد0

برخي از جامعه شناسان از جمله پارسونز عام گرايي را ويژگي عمده كسب و كار در جهان صنعتي مدرن معرفي مي كند، ليكن بر اين موضوع اتفاق نظر وجود دارد كه چنانچه خاص گرايي ها و محلي گراييهاي بومي و فرهنگي مانع پذيرش نوآوريها، فن آوريها،‌ كسب ارزشهاي نوين و باعث عدم ظهور و بسط نياز به پيشرفت شوند، مشروط كننده توسعه و ارتقاء استاندارهاي زندگي اجتماعي هستند0

ح)وابستگي جغرافيايي واقليمي

مشاغل روستايي و بويژه كشاورزي تابعي از شرايط اقليمي و آب و هوايي هستند و تغييرات جوي بشدت بر كم و كيف اشتغال و زندگي شاغلين تأثير مي گذارد0 در مقابل در جامعه صنعتي مدرن معمولاً مشاغل كمتر وابسته به عوامل جغرافيايي هستند0

ط) سادگي ابزار و فنون مورد استفاده :

در سازمانهاي نوين كار و مشاغل مدرن‌، استفاده از وسايل و فن آوريهاي پيشرفته و بسيار پيشرفته روز به روز بيشتر و گسترده تر مي شود در برابر آن، مشاغل كشاورزي و روستايي استفاده از ابزارها و امكانات سنتي هنوز هم وجود داشته و از آنجا كه تكنولوژي بومي و متناسب با شروط وضعيتي در كشور عموميت نيافته است (بعنوان مثال در كشور ژاپن كه مساحت مزارع برنجي حتي به كمتر از هزار متر محدود مي­شوند،‌ تكنولوژي متناسب با آن نيز ابداع و اشاعه يافته است) شاغلان بخش كشاورزي و جامعه روستايي،‌ بناچار از فن آوريها و وسايل تأخيري استفاده مي كنند0

 ي) پايين بودن ميزان فرصتهاي آموزشي و ترويجي براي شاغلين بخش كشاورزي و جامعه روستايي بويژه آموزش و بازآموزي و خاصه آموزش پودماني :

در سازمانهاي عقلايي كار، عمده ترين جهت گيري مديريت منابع انساني در ارتقاء بهره وري نيروي انساني بوده، ولي در ايران عليرغم اهميت فوق العاده آن، سازمانها،‌ امكانات و وسايل آموزشي و كمك آموزشي به حدي محدود هستند كه هر شاغل بخش كشاورزي و روستايي در طول 30 سال فقط يكبار امكان برخورداري از آموزشهاي مرتبط با شغل خود را پيدا مي كند، و طبيعي است در جهان متحول كنوني كه عمر فن آوريها حتي از 5 سال كمتر است، اين وضعيت زيانهاي جبران ناپذيري در پي داشته باشد0

ک) عدم تمايز مشاغل،‌ وظايف،‌ پاره وظايف،‌عمليات و مهارت در فعاليتهاي كاري بخش كشاورزي و روستايي :

در سازمانهاي نوين،‌ با استفاده از روشها و شيوه هاي معتبري نظير آناليز شغل،‌ مشاغل طراحي مي شوند و حدود و ثغور هر يك از مشاغل،‌ عنوان هر شغل، وظايف و پاره وظايف و عمليات و مهارتهاي آن، شرايط و وضعيت هاي انجام آن، ابزارها و امكانات مورد استفاده در آن، جايگاه آن در سلسله مراتب شغلي، و شرايط احراز آن به گونه اي مستمر و نو به نو شونده و نظام يافته، معين و مشخص مي شود0 ولي در مورد مشاغل روستايي و كشاورزي چنين فراگردي تا كنون عملي نگرديده است، و به همين علت،‌ يكي از مراحل بنياني پژوهش در طرح مزبور و پروژه هاي وابسته به آن، شناسايي و آناليز مشاغل است و همان گونه كه در مجلد روش شناسي به تفصيل بيان مي گردد،‌ در اين زمينه نمي­توان از روشها و شيوه­هاي كلاسيك و خاص سازمانهاي نوين،‌ بدون انطباق آن با شرايط وضعيتي و ساختي مشاغل روستايي و كشاورزي،‌ استفاده نمود و براي اين مهم از لحاظ روش شناسي،‌ روش طبيعت انگارانه بلومر و رويه هاي "تئوري زمينه اي"،‌ الهام بخش انجام پژوهش است0

 ل) تعدد و تداخل مشاغل و اجزاء‌ هر شغل در مناطق مختلف كشور :

ماهيت و ابعاد و اجزاء يك شغل معين در مناطق مختلف كشور داراي جنبه هاي اختصاصي و ويژه اي است كه با مجموعه اي از ارزشها، هنجارها، باورها، وجهه نظرها، مراسم و سلوك اجتماعي آميخته است0 اين مهم نيز يكي ديگر از جوانب منحصر به فرد مشاغل روستايي و كشاورزي در مقايسه با مشاغل سازمان‌هاي نوين است و به همين علت نمونه گيري بايد هم بر اساس نمونه هاي نمايي و هم براساس نمونه‌هاي آرماني صورت گيرد0

- ويژگي هاي ديگري نظير تداخل كنش كاري با كنش هاي غيرمنطقي در قامون پارتويي، تداخل كنش كار با كنش معطوف به ارزش، انجام كار به عنوان تكليف الهي(Calling) در قاموس "ماكس وبر"، تداخل كار و اوقات فراغت، مقاومت در مقابل تغييرات، خير محدود، تقديرگرايي و سرنوشت گرايي، ترجيح منافع آتي بر‌آتي، عدم اعتماد در روابط كاري ، فقدان همدلي، پايين بودن عقل معاش و ذهن حسابگر، انتظارات بيش از حد دولت، اهميت ندادن به عامل زمان و ... از خصوصيات مشاغل روستايي و كشاورزي و شاغلان آنها ذكر نموده­اند كه در فصلي مستقل و در مجلد بعدي به تشريح آنها پرداخته مي‌شود0

در پايان، آنچه به لحاظ بينشي و نظري در انجام پژوهش و طرح ملي مزبور بسيار مهم و اساس مي‌نماياند، استنتاج واستخراج رويه ها، روش ها، شيوه ها، مراحل، ساز و كارها، مفاهيم و تعاريف از منابع و ادبيات و ديدگاه ها و ذخيره دانش موجود و انطباق آن با شروط وضعيتي و موقعيتي و ويژگي هاي ساختي جامعه مورد بررسي مي باشد

 

نتيجه گيري

در اين پژوهش , ابتدا و متعاقب طرح و تشريح ابعاد مسأله ای و اهداف تحقيق , مبانی نظری و علمی تدوين گرديد و آنگاه اصول و رويه های روش شناختی و شيوه های مناسب در عمليات ميدانی ارائه و آموزش داده شدند.

 در اين  مقاله نيز بخشي از مباني بينشي، نظري و شناختي کار و شغل بيان گرديد و پس از طرح موضوع، اهميت و ضرورت انجام پژوهش، اهداف، روشهاي گردآوري و تجزيه و تحليل داده ها، جامعه آماري و نمونه هاي آماري تشريح شد و آنگاه فرآيند ، تكوين و تطور  ديدگاهها  مربوط به ماهيت كار به مثابه كنشي معطوف به هدف، بويژه ديدگاههاي عالمان علم مديريت و جامعه شناسان با رعايت اصل ايجاز آورده شد.همچنين تعريف نظري و عملياتي از  متغيير هاي الگويي شغل و شاغل , ابعاد شغل, روش آناليز شغل,  عمليات ميدانی   با 1832 واحد نمونه اي و يافته های پيش آزمون, تحليل يک بعدی و چند متغيره   از ديگر مطالب گزارش هستند.

بر اساس نتايج حاصل از آخرين سرشماريها (مرکز  آمار ايران،1385) و برآوردهای نگارنده بيش از هفت ميليون نفر در بخش کشاورزی و جامعه روستايی فعال هستند، پايين بودن سطح تحصيلات و بالا بودن متوسط سن در مقايسه با بخشهای صنعت و کشاورزی از ويژگيهای بارز شاغلين بخش کشاورزی و روستايی است.

به منظور تجزيه و تحليل ويژگيهای مشاغل و تدوين استانداردهای آموزشی جمعيت مشاغل در شش گروه عمده شغلی شامل زراعت و باغبانی، دام وطيور، شيلات و آبزيان منابع طبيعی، صنايع و خدمات کشاورزی، صنايع و خدمات روستايی و در 186 زيرگروه و 2224 عنوان شغلی شناسايي و طبقه بندی شده اند. در فرآيند تحليل و تبيين عوامل و پيش شروط اثربخشي آموزش با توجه به محدوديت های آموزشي، ويژگيهای الگويي هر شغل شامل محتوی، ماهيت شغل، شرايط احراز و مشخصات شاغلين به عنوان مهمترين مولفه های تعيين کننده جهت گيری مساله ای و اولويت برنامه ای و تأثيرگذار بر اثربخشی آموزش (با انجام تحليل عاملی به روش تجزيه به مولفه اصلی) استخراج گرديد.

از طرف ديگر امکانات، منابع و نيروی انسانی جهت آموزش شاغلين بخش کشاورزی و جامعه روستايي بسيار محدود است، بر اساس آمارهای موجود و برآوردهای نگارنده با توان آموزشی نهصد هزار نفر روز در وزارت جهاد کشاورزی و سازمان آموزش فنی و حرفه ای و ساير نهادها و سازمانها، هر کشاورز در طول 200 ساعت فقط يکبار امکان حضور در يک دوره آموزشی را دارد. بر اين اساس استفاده از شيوه ها و فن آوريهای نوين آموزشی، متناسب نمودن ماهيت و محتوای دوره های آموزشی، آموزشهای متناسب و اثربخش بايد از مهمترين سياست های آموزش کشاورزی باشد.

نتايج اين پژوهش ملی نيز تحول اساسی در فعاليت های بخش کشاورزی و جامعه روستايی را نمايانگر ساخته است، به گونه ای که در قاموس ديدگاه های دورکهيم و اسپنسر مبنی بر تلاقی و تلازم توسعه با تقسيم کار ارگانيکی از يک طرف و تخصصی شدن فعاليت ها از طرف ديگر در بيش از دو سوم مشاغل فرآيندهای تقسيم کار و تخصصی شدن عموميت يافته است و ظهور مشاغلی که ترجمان استقلال، وارستگی، عقلانيت مديريت  و هدايت جهان مدرن هستند و نقشی استراتژيک در تحول و پيشرفت جامعه دارند در بخش کشاورزی و جامعه روستايی، مسئوليت ها و توقعات عملی و آموزشی را افزايش داده اند.

بعلاوه اينکه نتايج پژوهش بر تحول بنيادين در برنامه های آموزش کشاورزی و تناسب محتوای آموزشی با شرائط متحول کنونی و نيازهای جديد تأکيد دارد. زيرا همان گونه که تحليل چندمتغيری و تبيين چندبعدی داده ها به خوبی آشکار ساخت؛ در 31 درصد از مشاغل کشاورزی و روستايی الگوها، ماهيت و محتوای شغلها و ويژگيهای شاغلين، امکان آموزش اثربخش را بسيار محدود کرده اند و عدم توجه به اين مهم سالانه ميليارها ريال هدر رفت منابع را در پي دارند، در مقابل در حدود 70 درصد از مشاغل شروط وضعيتی و ماهيتی- الگويي جهت آموزش های کارا و اثربخش وجود دارد و برنامه های آموزش کشاورزان و روستائيان لزوماً با جهت گيری و اتخاذ ساز وکارهای متناسب با اين مشاغل، قرين موفقيت خواهند بود.

بنابراين اين پژوهش علاوه بر آزمون متغيرها و فرضيات تئوری نئوپارسونزی مشاغل نوين، نتايج کاربردی در پی داشته است که بخشی از آن در بالا و قسمتی در پايان می آيد.

در مجموع بيش از دو سوم مشاغل کشاورزي و روستايي از مشاغل گذار و داراي الزامات نوين آموزشي هستند و يك سوم از  آنها در زمره مشاغل نوين (مدرن) هستند، همه اين مشاغل در طول دهه­هاي اخير ايجاد شده اند.

بر اين اساس در تدوين استانداردهاي آموزشي مشاغل علاوه بر تكيه بر محتواي شغل، توجه به ويژگي­ها و ماهيت شغلي بالاخص معيارهاي 33 گانه و مؤلفه­هاي تركيبي سه وجهي بسيار اساسي هستند، در اين صورت،

اولاً) از زياد آموزي و كم آموزي و آموزش­هاي غير ضروري بشدت پرهيز مي­شود.

ثانياً) آموزش از حالت انتزاعي و تقليدي خارج مي­شود و منطبق با شرائط هنجاري و ساختي ـ وضعيتي جامعه ايران خواهد شد.

ثالثاً) سطح تناسب محتواي آموزشي با محتواي شغل، ويژگي­هاي شاغلين و شروط موقعيتي ـ وضعيتي، افزايش مي­يابد، و پيش بيني مي­شود كه تحولي اساسي در شيوه­ها و محتواهاي آموزش شغلي ايجاد شود و اين تحول در سطوح آموزش عالي نيز تعميم يابد.

 

 


يادداشت ها

 

1.Principle Component

2.Efficiency

3. Profitability

4. Alternative Development Theory

5. Human-Sustainable Development Theory

6. Modernization Theory

7. Dependency Theory

8. Problem Orientation

9. Conditional

10. Actor

11. End

12. Instrumental

13. Situational Conditions

14. Norms

15. Ranking

16. Formal Validity

17. Documental Validity

18. Multi-Dimentional

19. Discriminate Analysis

20. Cluster Analysis

21. Factor Analysis

22. Occupation

23. Job

24.Task

25. Operation

26. skill

27.Active

 


 ارجاعات

 ابراهيم پور، محسن(1385). تدوين استانداردهای آموزشی مشاغل کشاورزی و روستايي ايران. موسسه آموزشی علمی کاربردی وزارت جهاد کشاورزی سازمان  تحقيقات و آموزش کشاورزی.

ازکيا، مصطفی و غفاری غلامرضا(1383). توسعه روستايی ايران با تاکيد بر جامعه روستايي ايران. تهران. نشر نی.

ازکيا، مصطفی و غفاری غلامرضا(1384). جامعه شناسی توسعه. تهران. انتشارات کيهان.

ترنر جاناتان (1373). ساخت نظريه جامعه شناختی. مترجم: دکتر عبدالعلی  لهسايي زاده. انتشارات نويد شيراز.

ترک نژاد، احمد(1381). طرح تهيه و تدوين استانداردهای آموزشی مشاغل روستايي و کشاورزی. معاونت آموزش و تحقيقات معاونت ترويج و مشارکت مردمی. موسسه آموزشی علمی کاربردی دفتر آموزش روستاييان.

 چلبي، مسعود(1375). جامعه شناسي نظم . تهران : نشرني . صص 83-262.

روشه، گي (1376). جامعه شناسي تالكوت پارسونز.مترجم: عبدالحسين نيك گهر. تهران :موسسه فرهنگي - انتشاراتي تبيان . ص .198

 زنجاني، حبيب ا (1371) “جمعيت و شهر نشيني در ايران” تهران انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات شهر سازي معماري ايران

زنجاني، حبيب ا (1378) “جمعيت، روستا و توسعه” فصلنامه روستا و توسعه، وزارت جهادسازندگي، مركز تحقيقات و بررسي مسايل روستايي، سال 3 شماره 3 و 4.

مرکز  آمار ايران (1385). سرشماريهای عمومی نفوس و مسکن از 1335تا1385.

مرکز ده های ايران(1385) . وابسته به مرکز تحقيقات و بررسی مسائل روستايي وزارت جهاد کشاورزی.

Hetten.Burjn (1997),"Order world, security and Development" European journal of Development studies".

Parsons Talcott (1967), “The social system “ .New York, MC Graw0 Hill Book.

Parsons Talcott (1976), “The structure of social Action “.New york0 Free press.

United nations (2003), Human Development Report

 

 

 

 

 

 

Training Standardization Rural Agricultural Jobs for Entrepreneur Generation

Mohsen Ebrahimpour, Mohsen Eleeni, Fahimeh Jahannema

                                                    

Abstract

This article adopted from a national research program of training standardization of rural agricultural occupations in Iran. It was conducted in a survey and document method with an experimented and formal validity analysis at two operational stages; the first including identification and classification of 2881 job titles, and the second involving an analysis of the jobs required to be identified and analyzed in terms of content and status of components including job qualification and pattern variables. As revealed by factorial analysis, based on 33 indicators and 3 fundamental components, over 31% of the studied jobs generally placed in a traditional job category, calling for specific training plans. Most of the studied jobs are known as transitional jobs. Meanwhile, of the total studied jobs, 24% are modern jobs and over 11% are among completely modern jobs, accordingly, through a formulation of job content. There are a number of certain enhancements realized in focusing on features and nature of jobs, relevance of training to job contents, characteristics of the employee, and location-situational conditions; and it expected to emerge a substantial change in methods and contents of job training courses, which might be hopefully generalized at academic education levels.

 

Key words: Occupation, Agriculture, Pattern, Analysis, Job.       



* Initial Eigenvalues

** Sum of Squared Loading

 


بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.4.0

V4.0.4.0