جمعه, 28 دی 1397
عنوان : نقش دانشگاه در آموزش کارآفرینی
تاريخ شروع : 1388/08/06
مولف : خوشقدم خالدی و حسین آگهی

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

توضيحات :             

«استفاده از مقاله با ذكر منبع بلامانع است»

نقش دانشگاه در آموزش کارآفرینی

خوشقدم خالدی1 و حسین آگهی2

1دانشجوی کارشناسی ارشد ترویج و آموزش کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی Email: sahar.kh61@ gmail.com

2دانشیار دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، گروه ترویج و آموزش کشاورزی Email: sahar.kh61@gmail.com

 

چکیده

با توجه به بیکاری های فزاینده ی ِدانش آموختگان رشته های کشاورزی در ایران و روند رو به افزایش آن توجه به بخش خصوصی برای ایجاد اشتغال امری ضروری می نماید. در این راستا آموزش افراد کار آفرین از وظایف دانشگاه‌ها تلقی می شود. این پژوهش با هدف تعیین صلاحیت های مورد نیاز دانش آموختگان کشاورزی جهت موفقیت در کار آفرینی و استراتژی‌های قابل اتخاذ توسط دانشگاه برای ایجاد این صلاحیت ها از دیدگاه کار آفرینان در دو مرحله انجام شد. مرحله ی اول از رهیافت کیفی جهت تعیین صلاحیت های کار آفرینی  و استراتژی های دانشگاه جهت ایجاد این صلاحیت ها استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 کار آفرین فارغ التحصیل دانشگاهی شهرستان سنندج جمع‌آوری شد. روش نمونه گیری هدفمند  بود. در نهایت یک لیست از 16 صلاحیت کار آفرینی از طریق بررسی متون و مصاحبه با کار آفرینان ایجاد شد. در مرحله دوم تحقیق، از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل50 نفر از کار آفرینان استان کردستان بود که به علت کم بودن تعداد آنان اقدام به سرشماری نمودیم. در نهایت 16 صلاحیت برای موفقیت در کار آفرینی از جمله دانش فنی، بازار یابی، برنامه ریزی و طرح‌نویسی تعیین و اولویت بندی گردید. 11 استراتژی قابل اتخاذ توسط دانشگاه برای ایجاد این صلاحیت ها شناسایی و اولویت بندی گردید که از جمله می توان به ایجاد ارتباط بین دانشگاه و مراکز کار آفرینی، فرستادن دانشجویان به مراکز کار آفرینی موفق برای کسب تجارب عملی و استفاده از کار آفرینان موفق در امر آموزش دانشجویان اشاره کرد.

 

کلمات کلیدی: آموزش کار آفرینی، دانشجویان، کار آفرینی، دانشگاه.

  

مقد مه :

با توجه به بیکار ی های فزاینده ی دانش آمو ختگان رشته های مختلف در ایران و روند رو به افزایش آن توجه به بخش خصوصی برای ایجاد اشتغال امری ضروری می نماید . بحران بیکاری تهدیدی برای کل جامعه است به ویژه بیکار ی دانش آموختگان رشته های مختلف دانشگاهی ، پیامد های غیر قابل جبرانی بر پیکره اجتماع در ابعاد اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی ایجاد خواهد نمود (هزار جریبی ، 1384 ) .

بر خلاف ساختارهای سنتی  ، در ساختار های اقتصاد نوین و پیشرفته ، ایجاد شغل از و ظایف دولت به شمار نمی رود . نقش دولت تنها گسترش فرهنگ کار آفرینی و توسعه زیر ساختار های عمومی و قانونی لازم برای توسعه ی فرصت های شغلی مناسب است . و ظیفه ی اصلی کشف و بهره برداری از این فرصت ها را کار آفرینان بر عهده دارند ، به عبارت دیگر در یک اقتصادپویا ، مردم به مشارکت هر چه فعال تر و گسترده تر در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی تشویق می شوند ( هزار جریبی ، 1384 ) .

 واژه کار افرینی از کلمه فرانسوی entreprendre به معنای متعهد شدن نشات گرفته است . در واژه نامه دانشگاهی و بستر ، کار آفرین کسی است که متعهد می شود خطر های یک فعالیت اقتصادی را ساز ماندهی ، اداره و تقبل کند ( هزار جریبی ، 1384 ) . احمد پور به نقل از پیتر دراکر معتقد است که کار آفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را باسرمایه خود شروع می نماید . رضوی به نقل از جفری تیمونز معتقد است که کار آفرین فردی است که موجب خلق بینشی ارزشمند از هیچ می شود . به نقل از همان منبع پیتر دراکر، کار آفرینی را یک رفتار می داند و در واقع از آن به کاربرد مفاهیم و تکنیک های مدیریتی ، استاندارد سازی محصول و بنا نهادن کار بر پایه ی آموزش تعبیر می کند . کار آفرینی به معنای نو آوری و راه اندازی یک کسب و کار تجاری است ( جواهری و همکاران ، 1385 ) . فعالیت های کار آفرینی در بخش دو لتی و خصوصی باید ارتقا پیدا کند تا بدینوسیله نو آوری ، تو سعه تکنولوژی و ایجاد شغل در جامعه امکان پذیر باشد (Reynolds etal ., 2001 ).

نتایج بسیاری از تحقیقات نشان داده است که آموزش، راهی برای بدست آوردن دانش و مهارت های مورد نیاز برای کار آفرینی است . آموزش کار آفرینی علاوه بر ایجاد دانش و مهارت ،  موجب بالا رفتن آمادگی ، انگیزه ، اعتماد به نفس ، نیاز به پیشرفت ، ریسک پذیری ، فرصت شناسی ، قدرت تحمل شکست و ابهام ، قدرت مدیریت و رهبری ، تجزیه و تحلیل دقیق مسائل و قدرت نوآوری در دانشجویان می شود. آموزش ، توانایی لازم را جهت انجام فعالیت های کار آفرینی وامکان بهره برداری بهینه از منابع انسانی و رشد وتعالی فردی و اجتماعی را فراهم می آورد.

برنامه های آموزش کار آفرینی می تواند نیات دانش آ موختگان را  تغییر داده وآنها را به سمت فعالیت های کار آفرینی سوق دهد (Peterman &kennedy, 2003 ). احتمال کار آفرینی فارغ التحصیلان آموزش دیده بسیار بیشتر از فار غ التحصیلان آموزش ندیده می باشد (kolvereid and moen , 1997) .

پرورش افرادکار آفرین از وظایف دانشگا ه ها تلقی می شود که از طریق ایجاد انگیزه و افزایش صلاحیت ها و توانایی های فارغ التحصیلان امکان پذیر می باشد . اخیرا دانشگا ه ها افزون بر نقش تحقیق و آموزش ، نقش توسعه اقتصادی را هم ایفا می کنند(Etzkowitz etal., 2000) . در سال 1970 تعداد دانشگا ه هایی که دوره های کار آفرینی را  آموزش می دادند انگشت شمار بود

 و لی تعداد آنها در سال 1995 به بیش از 400 دانشگاه افزایش یافته است  و تعداد زیادی از این دانشگا ه ها ، کا رآ فرینی را در بیش از یک دوره آموزش می دهند و طول دوره ی آموزش آنها حدود یک نیم  سال ویا بیشتر می باشد . این دانشگا ه ها هر کدام اهداف ، فلسفه ، محتوا ونوع آموزش مختص به خود را دارندو به صورت واحد عمل نمی کنند ( Gorman etal ., 1997    ) .

در زمینه  کار آفرینی وتوسعه فعالیت های اقتصادی بیشتر بر روی تحقیق و توسعه ی زیر ساخت های صنعتی و بالا بردن ظرفیت های سرمایه گذاری تاکید می شود . در حالیکه هیچکدام از این عناصر بدون توسعه منابع انسانی برای مدیریت شرکت ها و فعالیت های اقتصادی کافی نمی باشد . دانشگاه ها از طریق ترغیب  دانشجویان  می توانندآنان  را به سمت کار آفرینی سوق دهند که سه فعالیت برای ترغیب آنان شامل:

1. فرهنگ سازی در دانشگاه به گونه ای که فرهنگ کار آفرینی در تمام دوره های آموزشی دانشگاه ، تحقیقات و فعالیت های خارج از دانشگاه جریان داشته باشد . 

2. آموزش دوره های کار آفرینی به دانشجویان

3.   ارائه برنامه های کار آموزی برای افرادی که تصمیم به کار آفرینی دارند ( klofsten, 2000   ) .

یکی از چالش های آموزش کار آفرینی ، چالش در محتوا و شیوه های آموزش کار آفرینی می باشد.  آموزش کار آفرینی ، مخصوصا در ارتباط با مدیریت بنگاه های اقتصادی ، موجب آمادگی بیشتر دانشجویان برای فعالیت های کارآفرینانه خواهد شد(Hisrich,R.D.,1992) .  آموزش های عمومی نمی تواند آمادگی کامل را جهت مدیریت یک کسب و کار جدید ایجاد کند (Honig,B.,1998 ).  آموزش مدیریت در کار آفرینی موجب افزایش احتمال شروع به کار آفرینی ، بهبود مهارت های شروع ، مدیریت بهتر و تداوم و بقای کسب و کار جدید خواهد شد.

آموزش کار آفرینی نیازمند آموزش های حرفه ای در سایر زمینه ها می باشد مانند مدیریت ، بازار یابی ، حسابداری و ... که آموزش موارد مذکور مورد توافق همگان نمی باشد و چار چوب مشخصی برای آموزش آن و جود ندارد (brockhaus etal., 2001 )

مهارت ها و دانشی که توسط آموزش رسمی ارائه می شود برای موفقیت در شرایط واقعی وبازار کار ناکافی می باشد(Hynes,B.,1996 ).  در شرایط حاضر ، برنامه های درسی آموزش عالی در ایران ، تعریف مشخصی از محتوای آموزش کار آفرینی نداردو مهارت های مورد نیاز برای آموزش کار افرینی در این سیستم مشخص نشده است  (Bates,t.,1990 ) . مدیریت در کار آفرینی یکی از ارکان آموزش کار آفرینی است و آموزش انواع مدیریت به دانشجویان ، جهت آماده ساختن آنان برای فعالیت های کار افرینی و حفظ و تداوم آن امری ضروری می باشد. در زیر به تعریف تعدادی از انواع مدیریت می پردازیم :

مدیریت استراتژیک : استراتژی کلیت سازمان را مشخص نموده و به فعالیت ها وحدت می بخشد و عبارت از طرح و نقشه ی کلی سازمان برای رضایت مشتریان و کسب عملکرد مناسب ، محکم کردن موقعیت در بازار ، هدایت عملیات ، رقابت موفقیت آمیزو کسب اهداف سازمانی می باشد.  چهارعنصر مدیریت استراتژیک عبارت است از 1. پیش بینی آینده ی سازمان : تعیین نیاز های سازمان و تغییر استراتژی در راستای نیاز های سازمان

2. توجه به محیط داخلی و خارجی سازمان :کار آفرین  باید تغییرات تکنولوژیکی، سیاسی ، و اجتماعی را در برنامه ریزی مدنظر داشته باشد.

3. ایجاد تعادل بین محیط داخل و خارج سازمان :به عنوان مثال  کار آفرین  بایدبا پایین آمدن  تقاضا برای محصول از میزان تولید خود بکاهد.

4. انعطاف پذیری سازمان :  سازمان باید در مقابل تغییرات محیطی انعطاف پذیر بوده و راههای متفاوتی را برای رسیدن به اهداف خود داشته باشد.مدیریت استراتژیک یک فرایند مداوم است و سازمان باید بتواند خود را با شرایط بیرونی ساز گار کند. 

مدیریت ریسک : این نوع از مدیریت شامل توانایی مدیر در هدایت ریسک به سمت مناسب می باشد. مدیر بایدبا نکات ضعف و قوت و فرصت ها و تهدید ات سازمان آشنا باشد . بهترین نوع مدیریت این است که مدیر  فرصت های موجود در بازار را جذب نموده و تهدیدات را تبدیل به فرصت نماید و از نکات قوت سازمان جهت رسیدن به اهداف سازمان بهره برداری نماید . توانایی مدیر در برآورد  میزان ریسک پذیری سازمان با توجه به منابع و امکانات  و برنامه ریزی ریسک ،امری ضروری می باشد. اگر ریسک متناسب با توانایی سازمان نباشد یک ریسک برنامه ریزی نشده است و منتهی به شکست می شود. 

مدیریت پروژه: پروژه عبارت است از مجموعه عملیات و اقدامات پیچیده و منحصر به فرد، متشکل از فعالیت های منطقی و مرتبط به یکدیگر زیر نظر یک مدیریت و ساز مان اجرایی مشخص، برای تامین هدف یا هدف های مشخص که در چار چوب زمانی و بودجه ی از پیش تعیین شده ای اجرا می شود. مدیریت پروژه ، فرایندی است که جریان دوره زندگی پرو ژه را از آسان ترین راه و با بهترین نتیجه، در راستای دستیابی به اهداف پروژه ، بر نامه ریزی و هدایت می کند.( نوری ،1382). از این نوع مدیریت جهت هدایت تمام پروژه های کار آفرینی می توان استفاده کرد.

مدیریت بحران : از آنجایی که تمام فعالیت های سازمان تحت کنترل کار آفرین نمی باشد ؛ ممکن است بعضی از شرایط بیرونی ،سازمان را دچار بحرا ن نما ید . مانند کاهش تقاضا ، ورود رقبا ی جدید به بازار ، بالا رفتن تعرفه های دولتی ، واردات محصولات مشابه ، حذف یارانه ، تورم و... بنابر این باید مدیر توانایی کنترل  بحران را داشته باشد تا از آسیب های جدی به سازمان جلوگیری شود.

مدیریت تغییر: با توجه به تغییر در نیاز های مشتریان و زیاد شدن رقابت در بازار کار ، ایجاد تغیییرات اساسی در سیستم گاهی ضروری می باشد . فرایند مدیریت تغییر شامل 1. تشخیص تغییر مورد نیاز  2. تجزیه و تحلیل تغییر 3. ارزشیابی 4. برنامه ریزی 5. اجرا 6. بازبینی و ارزشیابی مجدد می باشد. به عنوان مثال زمانی که واردات کالا سبب می شود که کالایی با قیمت ارزان تر و با کیفیت بهتری در بازار عرضه شود مدیر باید سعی در بالا بردن کیفیت تولیدات خود وپایین آوردن هزینه‌های تولید نماید.

مدیریت مشارکتی : در این سبک مدیریت ، فقط افراد راس هرم سازمان ، در امر تصمیم گیری مشارکت ندارند بلکه افراد در رده های پایین تر هرم نیز در این امر دخیل می باشند. مدیریت مشارکتی موجب می شود که کل اعضای سازمان نسبت به تصمیم اتخاذ شده ، احساس تعهد نمایند و پایداری تصمیم بیشتر می شود.

مدیریت اقتضایی : این سبک مدیریت بر این اصل استوار است که شیوه ی برتر در مدیریت و جود ندارد. مدیر باید بسته به شرایط موجود و ویژگی های زیر دستان ، سبک مناسب مدیریت را انتخاب نماید .

مدیریت زمان :این سبک مدیریت جهت افزایش بهره وری نیروی کار می باشد . مدیریت زمان باید به گونه ای انجام شود که حداکثر کار با حداکثر بهره وری در حداقل زمان قابل حصول باشد.

 

مدیریت تعارض : تعارض وقتی بوجود می آید که فرد احساس می کند از لحاظ اعتقادات شخصی ، علائق و بحث های شناختی با فرد یا گروه دیگری تفاهم ندارد. زمانی که تعارض در یک ساز مان بسیار بالا باشد موجب پایین آمدن عملکرد ساز مان می شود زیرا اتحاد و اتفاق نظر در ساز مان بسیار کم است . تعارض در حد بهینه ، نه تنها مضر نمی باشد بلکه موجب رشد و ارتقا ساز مان می شود چون موجبات انتقاد سازنده را فراهم می کند . وقتی که تعارض بسیار کم است رشد ساز مان در حداقل می باشد چون رقابت و انتقاد سازنده در سازمان به حداقل می رسد.

با توجه به خلاآموزش مدیریت  و سایر صلاحیت های مورد نیاز کار آفرینی در سیتم آموزش عالی ایران این پژوهش  جهت پاسخگویی به سوالات تحقیق زیر انجام شد:

1. صلاحیت های مورد نیازدانش آموختگان برای موفقیت در کار آفرینی از دیدگاه  کار آفرینان کدام است ؟

2. موسسه های آموزش عالی جهت ایجاد این صلاحیت ها در دانشجویان باید چه استراتژی هایی را اتخاذ نمایند؟

در این مطالعه به تغییرات لازم در برنامه ی درسی آموزش عالی جهت آماده سازی دانشجویان برای کار در شرایط واقعی و انطباق برنامه ی درسی با نیاز های بازار کار اشاره می شود. 

 

روش تحقیق :   

این پژوهش د ر دو مرحله انجام شد . مرحله ی اول از رهیافت کیفی جهت تعیین صلاحیت های مورد نیاز دانش آموختگان کشاورزی جهت موفقیت در کار آفرینی و استراتژی های قابل اتخاذ توسط دانشگاه جهت ایجاد این صلاحیت ها از دیدگاه کار آفرینان استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 کار افرین فارغ التحصیل دانشگاهی شهرستان سنندج جمع آوری شد. روش نمونه گیری هدفمند  بود .سرانجام یک لیست از 16 صلاحیت کار افرینی از طریق بررسی متون ومصاحبه با کار آفرینان ایجاد شد.

در مرحله دوم تحقیق ، از پرسشنامه جهت افزایش قابلیت اطمینان و تعمیم پذیری یافته ها های حاصل از داده های کیفی استفاده شد. اعتبار پرسشنامه بوسیله ی گروه متخصصین تایید شد . در تنظیم پرسشنامه از مقیاس طیف لیکرت 5 قسمتی استفاده شد.جامعه ی آماری پژوهش شامل 50 نفر از کار آفرینان استان کردستان می باشد که به علت کم بودن تعداد ، اقدام به سرشماری نمودیم . دسترسی به اسامی کار آفرینان از طریق سازمان جهاد کشا ورزی  و بانک کشاورزی صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده هااز طریق نرم  افزار اس پی اس اس  صورت گرفت و از آما رهای توصیفی مانند میانگین و انحراف استانداردومد استفاده گردید.

 

نتایج :

با توجه به جدول 1 حدود 91 درصد فعالیت های کار آفرینی توسط مردان و تنها 9 درصد توسط زنان انجام شده است . فعالیت های گوناگون کار آفرینی شامل 4/24 درصد گلخانه ، 2/25 درصد دامپروری ،6/23 درصد کشاورزی ، 1/9 درصد خدمات کشاورزی ،  3/13 درصد باغبانی  و4/4 درصد شیلات می باشد.


جدول 1 اطلاعات مربوط به کار افرینان و نوع فعالیت آنان

متغیرها

درصد

 

 

جنسیت

مرد

 

 

91

 

زن   

 

9

 

 

 

 

نوع فعالیت های

کار آفرینی

 

گلخانه

 

4/24

 

دامپروری

 

2/25

 

کشاورزی

 

6/23

 

خدمات کشاورزی

 

1/9

 

باغبانی

 

3/13

 

شیلات

 

4/4

 

 

16 صلاحیت مهم برای موفقیت در کار افرینی از دیدگاه کار آفرینان در جدول2 عنوان شده است.  از معیار میانگین  جهت اولویت بندی صلاحیت ها استفاده شد. آمار های توصیفی میانگین ، انحراف معیار و مد   با استفاده از مقیاس طیف لیکرت 5 قسمتی  محاسبه شدکه  به شرح زیر می باشد :

بسیار مهم =5 ، مهم=4، تاحدودی مهم =3 ، مهم نیست =2 ، اصلا مهم نیست =1 می باشد. یافته های حاصل از جدول 2 نشان می دهد که با توجه به  مقدار مد صلاحیت ها ، 14 صلاحیت از دیدگاه کار افرینان برای موفقیت در کار افرینی بسیار مهم تلقی شده است که این 14 صلاحیت شامل 1. دانش فنی 2. طرح نویسی 3. برنامه ریزی 4. توانایی سازماندهی منابع 5. توانایی انجام کار تیمی 6. مدیریت استراتژیک 7. مدیریت ریسک 8.  مدیریت مالی و حسابداری 9. بازاریابی 10. مدیریت پروژه 11. مدیریت بحران 12. مدیریت تغییر 13. مدیریت مشارکتی 14. مدیریت اقتضایی می باشد. 

 

جدول2 -  صلاحیت های مهم برای موفقیت در کار افرینی

صلاحیت  های کارآفرینی

میانگین

انحراف استاندارد

مد

1.دانش فنی

72/4

45/0

5

2.طرح نویسی

58/4

49/0

5

3. برنامه ریزی

56/4

50/0

5

4. توانایی سازماندهی منابع

54/4

50/0

5

5. توانایی انجام کار تیمی

50/4

54/0

5

6. مدیریت استراتژیک

48/4

70/0

5

7. مدیریت ریسک

28/4

85/0

5

8. مدیریت مالی و حسابداری

18/4

89/0

5

9. بازاریابی

17/4

89/0

5

10.مدیریت پروژه

17/4

71/0

5

11. مدیریت بحران

16/4

81/0

5

12. مدیریت تغییر

04/4

95/0

5

13.مدیریت مشارکتی

02/4

84/0

5

   14.مدیریت اقتضایی

96/3

98/0

5

   15.مدیریت زمان

92/3

85/0

3

   16.مدیریت تعارض

7/3

91/0

3

 

استراتژی هایی که دانشگاه جهت ایجاد صلاحیت های مورد نیاز کار آفرینی در دانشجویان باید اتخاذ نماید در جدول 3 عنوان شده است. از معیار میانگین جهت اولویت بندی استراتژی ها از دیدگاه کار آفرینان استفاده شد. آمار های توصیفی میانگین ، انحراف معیار و مد با استفاده از مقیاس طیف لیکرت 5 قسمتی  محاسبه شد که  به شرح زیرمی باشد :بسیار مهم =5 ، مهم=4، تاحدودی مهم =3 ، مهم نیست =2 ، اصلا مهم نیست =1 می باشد.

یافته های حاصل از جدول 2 نشان می دهدکه با توجه به مقدار مد استراتژی ها ،7 استراتژی از اهمیت بیشتری برخورداراست.  مهم ترین استراتژی دانشگاه جهت ایجاد صلاحیت های کار افرینی در دانشجویان ،ایجاد ارتباط بین مراکز کار افرینی و دانشگاه می باشد. بدینوسیله جدیدترین یافته های حاصل از تحقیقات دانشگاهی جهت بهبود فعالیت های مراکز کار آفرینی به این مراکز انتقال یافته ونیاز های بازار کار توسط این مراکز به دانشگاه انتقال پیدا می کند.

دومین استراتژی ، فرستادن دانشجویان به مراکز کار آفرینی موفق جهت کسب تجارب عملی در دنیای واقعی است. آموزش کار آفرینی به طور سنتی بر روی آموزش تئوری متمرکز است . اما بسیاری از نوآوری ها عمل گرا هستند و بر روی یاد گیری از طریق عمل تاکید دارند. این مساله موجب تلفیق همزمان شیوه های تئوری وعملی شده و موجبات یادگیری بهتر را فراهم می آورد.

سومین استراتژی استفاده از کار آفرینان موفق در آموزش دانشجویان می باشد . این مساله علاوه بر ایجاد ارتباط بیشتر بین دانشجویان و کار آفرینان ، موجب تبادل نظر و انتقال تجارب عملی کار آفرینان به دانشجویان می شود.

چهارمین وپنجمین استراتژی به ترتیب اولویت شامل، متناسب ساختن برنامه های درسی با نیاز های بازار کار وبرگزاری دوره های کار آموزی می باشد. ششمین استراتژی شامل تاکید بر آموزشهای گروهی می باشد.  آموزش گروهی  فقط بر روی فرد متمرکز نمی باشد بلکه هدف آن آموزش چگونگی شکل دهی به سازمان و مهارت های فعالیت در گروه می باشد.  حسن آموزش گروهی در این است که افرادی که به تنهایی قادر به را ه اندازی کسب و کار  نمی باشند ، در جمع توانایی این کار را پیدا خواهند.این استراتژی در راستای ایجاد صلاحیت توانایی انجام کار تیمی می باشد.

هفتمین استراتژی تغییر برنامه ی درسی در راستای انطباق با شرایط محلی می باشد. بدین ترتیب دانشجویان در زمینه ای آموزش داده شوند که در راستای شرایط  جغرافیایی و پتانسیل های محیطی آن منطقه باشد.

 

جدول 3- استراتژی های دانشگاه جهت ایجاد صلاحیت های کار افرینی

استراتژی

میانگین

انحراف استاندارد

مد

  1. ایجادارتباط بین دانشگاه و مراکز کار آفرینی

44/4

61/0

5

  1. فرستادن دانشجویان به مراکز کار آفرینی جهت کسب تجارب عملی در دنیای واقعی

16/4

86/0

5

  1. استفاده از کار آفرینان موفق در آموزش دانشجویان

14/4

91/0

5

5 . متناسب ساختن برنامه های درسی با نیاز های بازار کار

04/4

80/1

5

6.  برگزاری دوره های کار آموزی

02/4

79/0

5

7. تاکید بر آموزشهای گروهی

94/3

97/0

5

8. تغییر برنامه درسی در راستای

انطباق با شرایط محلی

93/3

03/1

5

9. برگزاری سمینار های چند رشته ای و ایجادارتباط بین رشته های مختلف آموزشی و اساتید دانشگاه ها جهت تبادل اطلاعات

88/3

93/0

4

10. بهبود کیفیت آموزشهای پایه

86/3

01/1

4

11. به روز کردن برنامه های درسی

78/3

11/1

4

12. تلفیق دانش بومی ومدرن

30/3

32/1

4

 

جمع بندی و نتیجه گیری :

متاسفانه اکثر فارغ التحصیلان کشاورزی ، توانایی انتقال مهارت های خود به شرایط واقعی زندگی را ندارند از دلایل این مساله علاوه بر کمبود امکانات و تسهیلات می توان به ناکافی بودن آموزش های دانشگاهی ،  عدم توجه به نیاز های بازار کار ، عدم توانایی انجام کار تیمی توسط دانشجویان  ، عدم تلفیق آموزشهای تئوری و عملی ، پایین بودن توان مدیریت و توان رهبری دانش آموختگان اشاره کرد.

این پژوهش به هدف تعیین صلاحیت های مورد نیاز دانش آموختگان کشاورزی جهت موفقیت در کار آفرینی و استراتژی های قابل اتخاذ توسط دانشگاه جهت ایجاد این صلاحیت ها از دیدگاه کار آفرینان د ر دو مرحله انجام شد . مرحله ی اول از رهیافت کیفی جهت تعیین صلاحیت های کار آفرینی  و استراتژی های دانشگاه جهت ایجاد این صلاحیت ها استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 کار آفرین فارغ التحصیل دانشگاهی شهرستان سنندج جمع آوری شد. روش نمونه گیری هدفمند  بود . در نهایت  یک لیست از 16 صلاحیت کار آفرینی از طریق بررسی متون و مصاحبه با کار آفرینان ایجاد شد .در مرحله دوم تحقیق ، از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل 50 نفر از کار آفرینان استان کردستان بود که به علت کم بودن تعدادآنان اقدام به سرشماری نمودیم .

در نهایت 16 صلاحیت برای موفقیت در کارآفرینی توسط کار آفرینان و بررسی متون بدست آمد که با توجه به مقدار میانگین اولویت بندی شد. 14 صلاحیت   برای موفقیت در کار افرینی بسیار مهم تلقی شده است که این 14 صلاحیت شامل 1. دانش فنی 2. طرح نویسی 3. برنامه ریزی 4. توانایی سازماندهی منابع 5. توانایی انجام کار تیمی 6. مدیریت استراتژیک 7. مدیریت ریسک 8.  مدیریت مالی و حسابداری 9. بازاریابی 10. مدیریت پروژه 11. مدیریت بحران 12. مدیریت تغییر 13. مدیریت مشارکتی 14. مدیریت اقتضایی می باشد.

11 استراتژی که دانشگاه ها باید جهت موفقیت دانشجویان در کار آفرینی اتخاذ نمایند شناسایی شد و با توجه به مقدار میانگین اولویت بندی گردید. 7 استراتژی با توجه به مقدار مد آنها بسیار مهم تلقی شده است که  به ترتیب اولویت شامل :1. ایجاد ارتباط بین دانشگاه و مراکز کار آفرینی 2. فرستادن دانشجویان به مراکز کار آفرینی موفق جهت کسب تجارب عملی در شرایط واقعی 3.  استفاده از کار آفرینان موفق در آموزش دانشجویان 4. متناسب ساختن برنامه های درسی با نیاز های بازار کار 5. برگزاری دوره های کار آموزی 6. تاکید بر آموزشهای گروهی 7. تغییر برنامه ی درسی در راستای انطباق با شرایط محلی می باشد.

با توجه به یافته ها و نتایج پژوهش  پیشنهادهای  زیر ارائه می شود:

- آموزش انواع مدیریت در کار آفرینی ، جهت اداره ی تشکیلات کار آفرینی و تداوم و پایداری آن

- ایجاد ارتباط بین مراکز کار آفرینی و دانشگاه ها جهت تبادل تجارب و اطلاعات از دانشگاه به مراکز کار آفرینی و از این مراکز به دانشگاه

- دعوت از کار آفرینان فارغ التحصیل دانشگاهی جهت آموزش کار آفرینی به دانشجویان

- فرستادن دانشجویان به مراکز کار آفرینی برای کسب تجارب عملی در شرایط واقعی

- آموزش کار آفرینی به صورت گروهی ، جهت آماده سازی دانشجویان برای انجام کار تیمی و بالا رفتن مهارت های ارتباطی آنها

-باز دید از طرح های کار آفرینی در دست اجرا جهت ملموس تر نمودن فرایند کار آفرینی برای دانشجویان  

منابع :

1. احمد پور ، محمود (1384 ) . کار آفرینی : تعاریف ، نظریات ، الگو ها . شرکت پردیس 57

2. جواهری ، فاطمه وسرور قضاتی (1385 ) . مفاهیم و کلیات کار آفرینی . شبکه زنان کار آفرین .

3. رضوی ، اقدس السادات (1385 ) . مفاهیم و کلیات کار آفرینی ، شبکه زنان کار آفرین .

4.نوری،  سیامک (1382 ) . اصول و مفاهیم برنامه ریزی و مدیریت پروژه . مرکز انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران . 

5. هزار جریبی ، جعفر (1384 ) . کار افرینی . پژوهشکده امور اقتصادی .

 

5. Bates , T. ( 1990).Entrepreneure human capital inputs and small business longevity . The Review of Economics and Statistics , 72(4 ) : 551-559.

 

6. Etzkowitz & etal .( 2000). The future of the university and the university of future : Evolution of Entrepreneurial paradigm. Research policy 29( 2 ) , 313-330.

 

7. Gorman , G .( 1997). Some research perspectives on Entrepreneurship education and Education for Small business management . Internatinal Small business journal 15(3 ) . 56-77.

 

8. Hisrich , R.d. (1992 ).Toward an Organization Model for Entrepreneurship education in International Entrepreneurship conference Proceedings,Dortmund, Germany, 1992.

 

9.Honig, B.(1998 ). What determins success? Examining the human, financial and social capital of Jamaican micro- entrepreneurs. Journal of Business Venturing, 18(2 ) :115-136.

 

10. Hynes,B.( 1996). Entrepreneurship Education and Training : Introducing Entrepreneurship into Non business Disciplines. Journal of European Industrial training ,20(8): 10-17.

 

11. Kolvereid , L. , Moen . (1997). ٍٍٍEntrepreneurship Make a difference? . Journal of European industrial Training 21 ( 4 ) , 154.

 

12. Klofesten. M.( 2000). Training Entrepreneurship at universities : a Swedish cas . Journal of European industrial training 24 (6) , 337-344.

 

13. Reynolds, p., Camp, S. M.(2001). Global Entrepreneurship monitor: 2001 Executive Report . Kauffman Center for Entrepreneurial leadership.

 

 

 

                                                                                       

 

 

 

The Role of University on Entrepreneurship Education

Khoshqadam Khaledi1 and Hossain Agahi2

 

1Agricultural extension and education MSc students of Razi University

2Associate professor in Razi University

 

Abstract

Due to unemployment increase of university graduate in agricultural field in Iran, it is necessary to pay attention to the private sector for employment. In this regard, education of entrepreneur is one of the university duties. The purpose of this study was to determine the competencies needed for agricultural graduates to be successful in entrepreneurship and strategies that university can undertake in order to be able to create these competencies as perceived by entrepreneurs, in two phases. The first phase used qualitative approach to determine competencies of entrepreneurs and strategies that university can undertake to create these competencies. Data collected through semi-structured interview with 12 entrepreneur's university graduates in Sanandaj city. The sampling method was purposive sample. Finally, a list of competencies through interview with entrepreneurs created. In the second phase of this study, we used questionnaire as an instrument. The population of this study consisted of 50 entrepreneurs of Kurdestan province and we used census study due to the shortage of entrepreneurs' .Finally 16 competencies such as technical competencies, marketing, and program planning, writing plan, determined and prioritized. Eleven strategies that university can undertake to create these competencies, recognized and prioritized, from which we can point out: Create linkage between university and entrepreneurs centers, sending students to successful entrepreneurs centers to gain practical experience and using successful entrepreneurs to teach students.

 

Key words: Entrepreneurship education, Students, Entrepreneurship, University.


بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.4.0

V4.0.4.0