جمعه, 28 دی 1397
عنوان : سنجش ميزان كارآفريني در دانشجويان دانشگاه جامع علمي– كاربردي (مطالعه موردی استان سيستان و بلوچستان)
تاريخ شروع : 1388/08/06
مولف : محمدجواد سلجوقي

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

توضيحات :             

«استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است»

سنجش ميزان كارآفريني در دانشجويان دانشگاه جامع علمي– كاربردي

(مطالعه موردی استان سيستان و بلوچستان)

                                                                       

محمدجواد سلجوقي

عضو هيات علمي دانشگاه جامع علمي- كاربردي- زاهدان

saljoughie@yahoo.com

                                                                 

چكيده

در آموزش عالي فلسفه‌ها و ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد، اما به هر صورت آموزش عالي يكي از زيرساخت‌هاي اساسي توسعه در هر كشوري محسوب مي‌شود. به همين لحاظ توجه به آموزش عالي همواره يكي از دغدغه‌هاي مهم تصميم‌گران و برنامه‌ريزان بوده است. رسالت‌هاي آموزش عالي به قدري گسترده و فراگيرند كه نمي‌توان آنها را در يك فعاليت بخشي قلمداد كرد. اما دانشگاه جامع علمي- كاربردي به عنوان يكي از موسسات آموزش عالي با هدف ايجاد زمينه مناسب براي فعاليت همه‌جانبه در گسترش اعتلاي دانش، ارتقاي شاخص‌هاي كمي و كيفي و منزلت اجتماعي آموزش‌هاي كاربردي فعاليت مي‌نمايد كه رسالت تربيت نيروي انساني متخصص و كارآمد را برعهده دارد و از آنجا كه كارآفريني يك فرآيند بلندمدت آموزشی و پرورشي است، بررسي وضعيت دانشجويان آن به لحاظ استعداد كارآفريني نقش موثري در برنامه‌‌ريزي‌هاي كوتاه مدت و بلندمدت آن براي رسيدن به اهدافش را در بر مي‌گيرد. در اين پژوهش نمونه‌اي از دانشجويان مراكز تحت نظارت دانشگاه جامع علمي- كاربردي در رشته‌ها و مقاطع مختلف در سال تحصيلي 86 و87 در استان سيستان و بلوچستان تحت بررسي قرار گرفته‌اند كه نتايج آن نشان دهنده این است که دانشجويان بطور بالقوه تا حد بسيار زيادي انگیزه كارآفرين بودن را دارا می باشند.

 

کلمات کلیدی: علمي- كاربردي، آموزش‌هاي كاربردي، كارآفريني،  استان سيستان و بلوچستان.

 

مقدمه :

كارآفريني را موتور محرك اقتصاد مي دانند به همين دليل در دنياي رقابتي امروز كه با سرعتي شگرف در حال پيشرفت است يكي از دغدغه هاي اساسي مهم مراكز مختلف منجمله دانشگاه ها توجه به اين مهم است .

در كشور ما تيز بر اساس سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران " پشتيباني از كارآفريني ، نوآوري و استعدادهاي فني و پژوهشي "[1] و همچنين " تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و روحيه كار و ابتكار و كارآفريني "2 مورد تاكيد قرار گرفته است . در برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور نيز بر اتخاذ تدابير لازم در جهت اصلاح نظام آموزشي كشور به منظور ارتقاي توانايي خلاقيت و كارآفريني آموزش گيرندگان 3 توصيه شده است. در سند توسعه بخشي آموزش فني و حرفه اي يكي از سياست ها حمايت از كارآفرينان خلاق و گسترش آموزشهاي كارآفريني است كه همه اينها در راستاي ماده يك اساسنامه دانشگاه جامع علمي كاربردي است.

به همين دليل بر آن شديم تا وضعيت كارآفريني را در بين دانشجويان دانشگاه جامع علمي كاربردي بررسي نمائيم.

 

بحث و فحص :

فلسفة آموزش عالي همواره از زمينة فرهنگي و تاريخي نشأت مي گيرد كه نظامي خاص از آموزش عالي از دل آن بر مي آيد . اين فلسفه همچنين به انديشه هاي صاحب نظران آموزش عالي وابسته است. فلسفة آموزش عالي تقريباً بر تمامي محورهاي آموزش عالي تأثير مي گذارد ، كه از آن جمله اند : فعاليت هاي ورزشي ، سازمانهاي دانشجويي ، زندگي دانشجويي ، پژوهشهاي علمي و مساعدتهاي اجتماعي.

در مورد آموزش عالي فلسفه ها و ديدگاههاي متعددي وجود دارد . تفاوت اين ديدگاهها در نحوة پاسخ گويي آنها به مجموعه اي از پرسشهاست : آموزش عالي بايد در خدمت چه كساني باشد ؟ دانشجويان بايد چه چيزهايي ياد بگيرند تا پس از پايان تحصيلاتشان بتوانند آن را انجام دهند؟ (فرمان ، 2003).

امروز جامعه انتظار دارد آموزش عالي ، دانش آموختگاني را تربيت كند كه علم و آگاهي و همچنين توان انجام بسياري از كارها را داشته باشند. هر يك از موسسات آموزش عالي موظف به اظهار اين امرند كه فارغ التحصيلانشان قادر به برآورده كردن اين انتظارات مي باشند. از دهة 1980 م ، جامعة ايالات متحده موسسات آموزش عالي را ملزم كرد كه پاسخ گوي پيامدها و نتايج آموزشي باشند ، و انتظار دارد كه دانشجويان بتوانند اثبات كنند چه چيزهايي مي دانند و قادر به انجام چه كارهايي هستند. موسسات با تلفيق ديدگاه آموزش عمومي و ديدگاه آمادگي حرفه اي از دانشجويان انتظار دارند به مهارتهاي مختلفي دست يابند و از آنها در زندگي حرفه اي و شخصي خود بهره گيرند كه از آن جمله است : مهارتهاي ارتباطي (خواندن ، نوشتن ، سخن گفتن ، گوش دادن ، تعامل)؛ تفكر نقادانه و مهارتهاي مسئله گشايي (تحليل ، تركيب و كاربرد اطلاعات)؛ درك زيبايي شناختي (حساسيت داشتن نسبت به هنر و لذت بردن از آن)؛ فرهيختگي علمي (علاقمندي به علوم و نقش آن در جهان)؛ دانش رياضي (توانايي كاربرد و استفاده از اعداد و ارقام)؛ مهارتهاي فني (توانايي و جسارت در بهره گيري از فناوريهاي جديد)؛ توانشهاي فرهنگي(آگاهي اجتماعي ، درك چند فرهنگي ، تعهد به جامعه)؛ توانايي رهبري ؛ توانايي در اتخاذ تصميمهاي اخلاقي و توانايي در سلوك اخلاقي و علاقه به يادگيري مستمر.

افزون بر اين ، رشته هاي خاص يا برنامه هاي حرفه اي ، پيامدها و نتايج خاصي در پي دارد ؛ كه از آن جمله اند: دانش فني و مهارتهاي مورد نياز براي ورود به شغلي در آن حرفه و همچنين دانشي مفهومي كه مبتني بر اصول يك رشتة تحصيلي است. امروزه فلسفة آموزش عالي همة اهدافي را كه در بالا بيان شد در بر مي گيرد . اين فلسفه شامل گستره اي از نتايجي است كه از دانشجويان انتظار مي رود تا آنها را جامة عمل بپوشانند.

از طرف ديگر كارآفريني موتور محرك اقتصاد كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه است. از اين رو ، در نياي سريع و رقابتي امروز ، توجه به كارآفريني يكي از دغدغه هاي مهم نهادها و مراكز مختلف از جمله دانشگاهها در سراسر دنياست. به خاطر اهميت و نقش كارآفريني و كارآفرينان در روند رشد و توسعه كشورها طي دو دهة گذشته ، دانشگاههاي كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته با توجه به نيازها و امكانات خود ، برنامه هاي آموزشي و پژوهشي ويژه و متنوعي را براي آموزش و تربيت كارآفرينان به اجرا گذاشته اند. به عبارت ديگر ، همچنان كه اقتصاد كشورها ، قوانين و مقررات و نيازهاي بازار كار ، تغيير و تحول پيدا مي كنند ، نظامهاي آموزش عالي نيز تلاش مي نمايند تا تغييراتي در برنامه هاي خود ايجاد كنند و با توسعه اقتصادي و بازاركار هماهنگ شوند. زيرا هدف از اجراي طرح كارآفريني در دانشگاهها، تربيت دانشجوياني است كه قادر باشند پس از دانش آموختگي شغل جديدي همراه با نوآوري و خلاقيت ايجاد كنند(حيدري ، 83) .

نظام آموزشي هر كشور مي تواند مفهوم كارآفريني را از نظر اقتصادي و اجتماعي معرفي كند و يا اينكه دروس محتلف كارآفريني را به دانشجويان ارائه دهد تا بتوانند قابليتهاي خود را ارزيابي نموده و ارتقا دهند.

براي ارتقاي كارآفريني مي توان كتابها ، جزوه هاي راهنما و ابزار و امكانات آموزشي مرتبط با موضوع كارآفريني را در اختيار دانشجويان قرار داد تا آنها به اطلاعات بيشتري براي موضوع پيدا كنند (سالازار ، 1376) .

 

روش پژوهش :

از نظر هدف ، پژوهش حاضر ، توصيفي است كه چرا براي تعيين و توصيف ويژگي هاي متغير هاي يك موقعيت صورت مي گيرد به عبارت ديگر تشريح جنبه هايي از پديده مورد نظر پژوهشگر و با ديدگاهي فردي ، سازماني ، صنعتي و نظاير آن راسكو (Roscoe 1975) قوانين ساده اي را براي تعيين حجم نمونه پيشنهاد مي كند . وي اذعان دارد كه حجم نمونه هاي بيشتر از 30 و كمتر از 500 براي اكثر پژوهش ها مناسب هستند (اوما ، سكاران ، 1380) .

نمونه اي در 6 مركز مختلف تحت نظارت دانشگاه در استان سيستان و بلوچستان تعداد 172 پرسشنامه كامل كه تركيبي از همه گروههاي چهارگانه صنعت ، كشاورزي ، مديريت و خدمات اجتماعي و هنر را تشكيل مي داد با استفاده از پرسشنامه طراحي شده توسط اسكاربروف و زيمرر مورد سنجش كارآفريني قرار گرفتند. هدف از انجام اين كار سنجش ميزان كارآفريني در بين دانشجويان دانشگاه جامع بود كه دانشجويان 4 مركز بالقوه كارآفرين و دانشجويان مركز فرهنگ و هنر در مرز كارآفريني و دانشجويان مجتمع جهاد كشاورزي تقريباً كارآفرين محسوب مي شوند . اما در مجموع دانشجويان در نمونه بررسي شده با امتياز 52/59 بالقوه كارآفرين مي باشند.

بر اساس پرسشنامه سنجش كار آفريني افراد بر اساس جدول زير تقسيم بندي مي شوند :

 

امتياز

درجه كارآفريني

85

فوق العاده كارآفرين

84 65

كارآفرين

64 40

بالقوه كارآفرين

40 - 0

فاقد كارآفريني يا كارآفريني پايين

 

نمودارهاي زير توزيع و پراكندگي نمونه مورد بحث را نشان مي دهد :


 

 

با استفاده از تحليل واريانس (ANOVA) نسبت f  ميانگين مجذورات برابر 52/3 براي 6 گروه بود براساس جدول f براي آنكه نسبت f در سطح 05/0 معني دار باشد بايد مقدار آن حداقل مساوي 26/2 و براي آنكه در سطح 01/0 معني دار باشد بايد مقدار آن حداقل مساوي 11/3 باشد كه نسبت f بدست آمده از مقدار لازم براي معني دار بودن در هر دو سطح 95% و 99% بالاتر است بنابراين مي توانيم فرض صفر را كه بين ميانگين هاي محاسبه شده تفاوتي وجود ندارد را رد نماييم.

 

نتيجه گيري و پيشنهادات :

در نمونه بررسي شده ميانگين نمرات دانشجويان علمي كاربردي 52/59 بوه است كه مي توان آنان را بسيار بالقوه كارآفرين خواند چون در بالاي پيوستار قرار مي گيرند . همچنين بازنگري برنامه هاي درسي كه بطور معمول در دانشگاه صورت مي پذيرد مي تواند آنان را كارآفرين و حتي فوق العاده كارآفرين نمايد ، خوشبختانه در هيچكدام از ميانگين نمرات در تمامي گروهها و مراكز مورد بررسي دانشجويان فاقد كارآفريني به چشم نخوردند .

در بين مراكز فوق ، دانشجويان علمي كاربردي شهيد خيابانيان جهادكشاورزي با ميانگين 45/64 امتياز بالاترين رتبه را كسب نموده اند كه مي توان آنان را در مرز كارآفريني محسوب نمود در عين حال كه تفاوت محسوس در جنسيت و حتي مقطع در آن مركز ديده نمي شود بعد از آن مركز ، دانشجويان مركز علمي كاربردي فرهنگ و هنر با ميانگين 29/63 قرار دارند كه آنان نزديك به كارآفريني هستند و يك تفاوت قابل توجه نشان مي دهد كه مردان مركز ، كارآفرين و زنان بالقوه كارآفرين هستند.

در رتبه سوم دانشجويان مركز آموزش علمي كاربردي علوم بهزيستي با ميانگين 87/60 امتياز قرار مي گيرند كه با تفاوت اندكي با مركز قبلي به كار آفريني نزديك هستند در اين گروه تفاوتي در جنسيت يامقطع در كارآفريني آنان مشاهده نگرديد. مراكز چهارم ، پنجم ، ششم به ترتيب مراكز علمي كاربردي آموزش و پژوهش استانداري ، جهاد دانشگاهي و خانه كارگر با ميانگين امتيازات 90/59 ، 04/55 و 57/53 مي باشند.

نكته اي كه در بررسي وجود داشت كارآفريني زنان دانشجو در مركز علمي كاربردي خانه كارگر در مقايسه با مردان بود.

هر چند دانشجويان همه مراكز در بالاي پيوستار بالقوه كارآفريني قرار دارند اما تفاوت موجود بين آنها را مي توان با عواملي چون امكانات موجود در مركز ، حمايت و پشتيباني موسسات مادر و مديريت مراكز مرتبط دانست.

براي مثال مركز علمي كاربردي شهيد خيابانيان جهادكشاورزي از مراكز نمونه منتخب در دومين جشنواره ملي علمي كاربردي با رتبه اول بوده است.

در مجموع دانشجويان علمي كاربردي به لحاظ جنسيت و مقطع تحصيلي تفاوت چنداني در كارآفريني نداشتند ولي در بين مراكز و رشته هاي تحصيلي تفاوت وجود دارد. 

         

 

 

فهرست منابع و ماخذ :

احمد پور دارياني ، محمود (1379) كارآفريني ، شركت پرديس.

اساسنامه دانشگاه جامع علمي كاربردي (شهريور 1384).

اوما ، سكاران (1380) روشهاي تحقيق در مديريت ، ترجمه دكتر محمد صائبي ، مركز آموزش مديريت دولتي.

حيدري عبدي ، احمد (1383) "كارآفريني" دايرة المعارف آموزش عالي جلد اول .

سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي ، ابلاغيه مقام معظم رهبري ، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ، آذرماه 1382 .

سالازار ، مليتو (1376) مقدمه اي بر كارآفريني ، ترجمه سيامك نطاق ، سازمان ملي بهره وري ايران.

سلجوقي ، محمد جواد (1385) تبيين جايگاه دانشگاه جامع علمي كاربردي در سند چشم انداز و قانون برنامه چهارم توسعه ، دانشگاه جامع علمي كاربردي .

فرمان ، باربارا ، (1383) فلسفه هاي آموزش عالي ، ترجمه حميد رضا آراسته ،  دايرة المعارف آموزش عالي جلد دوم.

قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (1384 تا 1388) ، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ، مهر ماه 1383 .

10.Norman M.Scarborough and Thomas W. zimmerer,Effective Small Business            Management , Columbus : Merrill , 1990



[1] - سياست 37 ، سند چشم انداز

2- سياست 3 ، سند چشم انداز

3- ماده 48 بند ج قانون برنامه چهارم


بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.4.0

V4.0.4.0