جمعه, 28 دی 1397
عنوان : حفاظت اطلاعات از دیدگاه معصومین(1)
تاريخ :
 ۱۳۹۵/۱۱/۱۰ 
ساعت : ۱۱:۰:۵۰

امتیاز :  ۵.۰۰ |  مجموع :  ۱

حفاظت اطلاعات از دیدگاه معصومین

اهمیّت حفاظت اسرار و اطلاعات

از مـهـمـتـریـن عـوامـلى کـه مـا را در نـبرد با دشمنان اسلام ، با تلفاتى اندک به پیروزى مى رسـانـد و اسـتـکـبار جهانى را در رسیدن به اهداف شومش ناکام مى گذارد، رعایت هرچه تمامتر، حفاظت اخبار و اطلاعات است .

سهل انگارى در حفظ اسرار جنگ یا افشاى اسرار، موجب شکست است و تلفات جبران ناپذیرى در پـى دارد. از ایـن رو عـقل سلیم و شرع مقدس اسلام به ما حکم مى کند که اسرار نظامى را هر چند بـه نـظـر مـا کـوچـک و بـى اهـمـیـّت و بـى ارزش بـاشد، افشا نکنیم و در اختیار افراد غیر مسؤ ول نگذاریم ، بلکه در حفظ آنها بکوشیم ، زیرا دشمن در پى کسب اطلاعات است . تا با شناخت از نقاط ضعف و قوّت ، ضربه اى اساسى بر ما وارد کند و خود را فاتح میدان نبرد سازد.

در روایـات اسـلامـى اهمیّت فوق العاده‌اى به حفظ و کتمان اسرار داده شده و سفارشات مؤکّدى در این زمینه بیان گردیده است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم :

1- اسرار به مثابه خون در رگها

اسرار نظامى به منزله خون در رگهاى بدن است و جریان طبیعى آن باعث ادامه حیات و زندگى است . اگر به جاى جریان یافتن در رگها، به بیرون ریخته شود، بلافاصله منجرّ به مرگ مى شود .

امام صادق (ع )فرمود :

« سِرُّکَ مِنْ دَمِکَ فَلا یَجْرِیَنَّ مِنْ غَیْرِ اَوْداجِکَ »

راز و اسرار تو به منزله خون توست ، پس سعى کن که جز در شاهرگهایت به جریان نیفتد .

2- دژ نفوذ ناپذیر

حـفـاظـت اطـلاعات به دژى استوار مى ماند که اندیشه قوى و طرح پیروز را در میان خود دارد. از ایـن رو خـود اطـلاعـات بـایـستى در جاى امن و غیر قابل نفوذ قرار گیرد تا از خطر افشا مصون بماند .

امام صادق (ع )فرمود :

« وَالرَّاْىُ بِتَحْصینِ الاَْسْرارِ »

راى و اندیشه درست آن است که اسرار در پوشش حفاظتى محکمى قرار گیرد .

اگر اطلاعات لو برود و یا افشا شود، پیروزى نیز از دست رفته است .

امـام صـادق (ع) یـک خـطـبه و گفتار طولانى درباره حفظ اسرار خطاب به محمدبن نعمان معروف بـه « مـؤمـن طـاق » دارد. ابـو جـعـفـر مـحـمـد بـن نـعـمـان احـول از بـرازنـده تـریـن اصحاب امام صادق(ع) و در شمار اصحاب سرّ آن جناب است . در این گفتار امام علیه السلام ضمن گله از دوستان خام و کم ظرفیت خود، اهمیّت تقیّه و حفظ اسرار و اطلاعات را بـیـان مـى کـنـد .

تـقـیـّه یـا راز نـگـهـدارى ، از اصـول مـسـلم جـنـگ و از عـوامـل مهمّ پیروزى به شمار مى رود. به دلیل اهمیّت حفاظت اطلاعات و اسرار جنگ و وجود نکته‌هـاى بـسـیـار ظریف و با ارزش در این سفارش امام(ع)، سعى مى‌کنیم بخش اعظم آن را با تیتر بندى و توضیحى مختصر ذکر کنیم .

3- نکوهش افشاگرى

خـداونـد در قـرآن کـریـم کـسـانى را که اخبار و اطلاعات را افشا مى کنند و راز دار نیستند، سخت نکوهش کرده است . ابو جعفر مى گوید: امام صادق(ع) به من فرمود :

« اِنَّ اللّهَ عـزَّوجـَل عـَیَّر اَقـْوامـاً فـِى الْقُرآن بِالاِذاعَه ، فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداکَ، اَیْنَ قالَ؟ قالَ قـَوْلُهْ: وَ اِذا جـاءَهـُمْ اَمـْرٌ مـِنَ الاَْمـْنِ اَوِ الْخَوْفِ اَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوه اِلَى الرَّسُولِ وَ اِلى اُولىِ الاَْمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَذّین یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ »

خداوند عزوجل در قرآن گروههایى را به جرم افشاى اسرار و اطلاعات سرزنش کرده است .گفتم : قربانت ، کجا؟ فرمودند: در این آیه : و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست در جنگ به آنها بـرسـد، (بـدون تحقیق) آن را شایع و افشا مى کنند. در حالى که اگر آن (خبر) را به پیامبر(ص) و پـیـشـوایـان ( و فـرمـانـدهـان که قدرت تشخیص کافى دارند) ارجاع دهند، از ریشه هاى مسائل آگاه خواهند شد .

4- افشاگر، شمشیر بر امام کشیده است

امام صادق (ع ) فرمود :

« اَلْمُذیعُ عَلَیْنا سِرُّنا کَالشّاهِرِ بِسَیْفِهِ عَلَیْنا، رَحِمَ الّلهُ عَبْدا سَمِعَ بِمَکْنُونِ عِلْمِنا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَیْهِ »

کـسى که اسرار ما را فاش سازد، چون کسى است که شمشیر به روى ما کشیده است . خدا بر آن بنده رحمت آرد که چون علم نهانى (و سرّى) مارا بشنود آن را زیر قدمهاى خود دفن کند .

5- اشرار امّت

شـرورتـرین افراد امّت اسلامى کسانى اند که زبانشان را حفظ نمى کنند و آنچه از اسرار مى دانند براى دیگران بازگو مى کنند .

امام صادق (ع ) فرمود :

« وَ اللّه اِنـّى لَاءَعـْلَمُ بـِشـَرارِکـُمْ مـِنَ الْبَیْطارِ بِالدَّوابِ، شِرارِکُمُ الَّذینَ لایَقْرَؤُُونَ الْقُرْآنَ اِلاّ هَجْرا وَ لایَاءْتُوُن الصَّلا ه اِلّ ادَبْرا وَ لایَحْفَظوُن اَلْسِنَتِهِمْ »

بـه خـدا سـوگـنـد، مـن بـدکـاران شـمـا را مـى شـناسم بهتر از بیطار که چهار پا را بشناسد. بدکرداران شما آنهایند که قرآن نخوانند جز نا هنجار، نماز نگزارند جز آخر وقت ، و زبان خود نگه ندارند .

6- راز، سپر مؤمن

اسرار، سپر مؤمن هستند و او را از خطرات و شبیخون دشمن و غافلگیر شدن حفظ مى کند .

امام صادق (ع ) فرمود :

« یَا بْنَ النُّعْمانِ اِنّى لاَُحَدِّثُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ بِحَدیثٍ فَیَتَحَدَّثَ بِهِ عَنّى فَاُسْتُحَلَّ بِذلِکَ لَعْنَتَهُ وَ الْبَراءَه مِنْهُ فَاِنَّ اَبى کانَ یَقُولُ: وَاَىُّ شَىْءٍ اَقَرُّ لِلْعَیْنِ مِنَ التَّقِیَه . اِنَّ التَّقیَه جُنَّه الْمُؤْمِنْ وَ لَوْ لاَ التَّقیِه ما عُبِدَ اللّهُ »

اى پسر نعمان ! من گاه به یکى از شما سخنى (محرمانه) مى گویم . او افشا مى کند و مستوجب لعـنـت و بـیـزارى مـن مى شود، پدرم فرمود: چه چیز چون تقیّه (و راز نگهدارى) مایه روشنایى چشم است ؟ تقیّه و حفظ اسرار، سپر مؤمن است ، اگر تقیّه نبود (قدرتها و دشمنان ، اساس دین را در هم ریخته بودند و) خدا پرستى از میان رفته بود .

7- افشاى راز، گناهى سنگین تر از قتل

افـشـاى اسـرار، گـنـاهـى فـراتـر از کـشـتـن و قـتـل نـفـس اسـت ، زیـرا قـاتـل در نـهـایت مى تواند یک نفر از فرماندهان و یا تعدادى از افراد را بکشد. امّا چون اسرار محفوظ است ، بقیه افراد حرکت را ادامه داده و عملیات را به پایان مى برند، در حالى که اگر کسى اسرار عملیات و اطلاعات مربوط به سازمان و یا شیوه کار و طرح عملیات را افشا کند و دشـمـن از آن آگـاه گـردد، مـوجـب شـکست همه افراد مى شود و در حقیقت با همدستى دشمن دست به قـتـل و غـارت گـسـتـرده اى زده اسـت . (زیـرا اگـر اطلاعات او نبود، دشمن قدرت چنین تهاجمى را نداشت) .

امام صادق (ع ) فرمود :

« یَا بْنَ النُّعْمانِ! اِنَّ الْمُذیعَ لَیْسَ کَقاتِلِنا بِسَیْفِهِ بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً، بَلْ هُوَ اَعْظَمُ وِزْراً »

اى پـسـر نـعـمـان ! افـشـاگـر راز مـا هـمـچـون کـسـى نـیـسـت کـه بـا شـمـشـیـرش مـا را بـه قتل برساند، بلکه گناهش بیشتر است ، گناهش بیشتر است ، گناهش بیشتر است .

« یا بْنَ النُّعْمانِ! اِنَّهُ مَنْ رَوى عَلَیْنا حَدیثاً، فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلْنا عَمْداً وَ لَمْ یَقْتَلْنا خَطاءا »

پسر نعمان ! هر که حدیثى به زیان ما نقل کند، ما را به عمد کشته است ، نه بخطا .

8- سکوت رمز بندگى

امام صادق (ع ) فرمود :

« اِنَّ مـَنْ کـانَ قـَبـْلَکـُمْ کـانـُوا یـَتعَلَّمُونَ الصَّمْتَ وَ اَنْتُم تَتَعَلَّمُونَ الْکَلامَ کانَ اَحَدُهُمْ اِذا اءَرادَ التَّعبُّدَ یَتَعلَّمُ الصَّمْتَ قَبْلَ ذلِک بِعَشْرِ سِنین فَاِنْ کانَ یُحْسِنَهُ وَ یَصْبَرَ عَلَیْهِ تَعَبَّدَ وَ اِلاّ قال : ما اءَنَا لِما اَروُم بِاَهلٍ اِنَّما یَنْجُو مَنْ اَطالَ الصَّمْتَ عَنِ الْفَحْشاءِ »

پـیـشـیـنـیـان خـاموشى را فرا مى گرفتند، چنان که شما سخن را . آنگاه که کسى مى خواست به عبادت پردازد، نخست ده سال تمرین سکوت مى کرد، اگر از عهده بر مى آمد و مى توانست صبر کند، عبادت پیشه مى کرد و گرنه مى گفت : من شایسته این مقصد نیستم ، آن کس نجات یابد که مدّتها از گفتار نابجا دم فرو بندد .

امیر مؤمنان(ع) خطاب به امام حسن (ع) مى فرماید :

« وَ تـَلافـیـکَ مـا فـَرَطَ مـِنْ صـَمـْتـِکَ اَیـْسَرُ مِنْ اِدْراکِکَ مافاتَ مِنْ مَنْطِقِکَ وَ حِفْظِ ما فِى الْوِعاءِ بِشَدِّالْوِکاءِ ... وَالْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ فی ما یَضُرُّهُ مَنْ اَکْثَرَ اَهْجَرَ »

و تدارک و به دست آوردن چیزى که به واسطه سکوت و صمت از دست رفته ، آسان تر است از دریـافـتـنى که با سخن گفتن از دست رفته است . (زیرا سخن در اختیار تو است . تا زمانى که نـگـفـتـه بـاشـى ، و چـون گـفـتى تو در اختیار آنى ، پس خاموشى بهتر از پرگویى است . و نـگـاهـدارى چـیـزى کـه در ظرف است به استوارى بند آن است ( اگر بند مشک سست باشد آب مى ریـزد و از بـیـن مـى رود، همچنین اگر بند زبان شخص محکم نباشد، سخن بیجا از آن بیرون مى آیـد و رازى بـر مـلا مى شود) ... و مرد راز خود را بهتر نگه مى دارد ( چون کوشش براى پنهان داشـتـنـش از دیـگـرى بـیشتر است .) و بسا کوشش کننده در چیزى است که او را زیان مى رساند، پرگو هرزه گو مى شود.




بازگشت           چاپ چاپ      ارسال به دوستان ارسال به دوستان    

DOURAN Portal V4.0.4.0

V4.0.4.0